کلیدواژه: وِزر
کلیدواژه: وِزر
به نام خدا
سلام
امروزمیخواهیم راجع به ریشه [ و ز ر] صحبت کنیم و كليد واژه ما عبارتست از: وِزْرْ معناى اصلى اين ريشه، سنگينى است. كلمه وزير هم از اين ريشه گرفته شده چون سنگينى بار حكومت به دوش اوست. به گناه هم، وِزرگفته میشود چون مثل بار، بر دوش انسان سنگینی کرده و عقوبت های بزرگی را در پی دارد. اصطلاح "وزر و وبال" به معنای بار گناه و بد عاقبتی است. یکی از مشتقات این ریشه به معنای کوه و پناهگاه است، چرا که کوه، نماد سنگینی و صلابت بوده و به همین دلیل، میتواند پناهگاه خوبی باشد. وِزر، به هر چیزی که انسان به دوش می کشدگفته میشود و در جنگ منظور از آن، اسلحه و آلات جنگیست که انسان به دوش میکشد.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
وِزْرْ: سنگينى، بارگران، گناه، جمع آن ميشود >>> اَوْزار
مثال: وَ وَضَعْناعَنْکَ وِزْرَکَ: و بار گرانت را از(دوش) تو برداشتیم
مثال:لِیَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ کَامِلَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ: آنها باید روز قیامت بار گناهان خود ر ابطور کامل بر دوش کشند.
مثال : وَ لٰکِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَاراً مِنْ زِینَةِ الْقَوْمِ: ولی بارهایی از زیورآلات قوم را بر دوش مانهادند.
مثال: حَتّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ اَوْزارَها: تا جنگ، بارهاى سنگين(سلاح) خودرا بر زمين نهد.
وَزَرَ(فعل): بارسنگين به دوش كشيدن
وازِرَة:گناهكار
مثال: وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرىٰ: و هيچ گناهكارى، بار گناه ديگرى را به دوش نميكشد.
وَزیر:کمک و یار، معاون
مثال: وَاجْعَلْ لِی وَزِیراًمِنْ أَهْلِی هَارُونَ أَخِی:ویکی ازخویشانم را دستیارم قرارده، هارون برادرم را
وَزَرْ:كوهی که به ان پناه برند،پناهگاه
مثال: كَلَّالَاوَزَرَ:هرگزچنين نيست، پناهگاهى وجودندارد.