کلیدواژه: ولایت

کلیدواژه: ولایت

کلیدواژه: ولایت

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به ریشه [ولی] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
                        ولایت
معنای اصلی این ریشه قرار گرفتن چیزی در پس چیز دیگر و پیوستگی آنها (پی در پی بودن) همراه با نوعی دربرگرفتن و احاطه است؛ چنان که در پیوستگی وَلِیَّه با پشت شتر و دربرگرفتن آن و نیز در آمدن وَلِیّ پس از وَسْمِی و غلبه اثر وَلِیّ بر وَسْمِی نمودار می شود.
🔸وَلِیَّه: پالان یا پوششی است که بر پشت شتر یا اسب 🐎و خر قرار می گیرد.
ولیّه به زیر پوش یا لباس زیر نیز گفته می شود که چسبیده به بدن است.
ولیّه به توشه یا انبان هم گفته می شود چون همراه و نزدیک صاحبش است.
🔸وَلیّ به باران دوم بهار گفته می شود؛ که بعد از وَسمی یا باران اول بهار می آید (باران پس از باران)
اما مفاهیم: 👈 نزدیکی و قرب، محبت و دوستی، نصرت و یاری، نَسَب و خویشاوندی، هم پیمانی و هم قَسَمی، پیروی، برعهده گرفتن و تدبیر امر، سرپرستی و حکومت، مالکیت، مقام و منزلت و....از آثار همین پیوستگی و همراهی است که بر حسب مرتبه و نوع رابطه، صورت های گوناگون پیدا می کند.
🔸وَلِیَ، یَلِی فعل ثلاثی مجرد (ماضی، مضارع) از این ریشه است.
● وَلِیَ الشّیءُ الشَّیءَ: چیزی در پی چیز دیگر آمد، به آن نزدیک شد
● وَلِیَ الشیء و وَلِیَ علیه: اختیار و اداره آن کار را در دست گرفت و به انجام و تدبیر آن پرداخت
● وَلِىَ فلانٌ فلانًا: فلانی از فلانی پیروی کرد (یعنی بدون فاصله و گسست در پی او رفت)
● و جلس مما يلي زيدًا: و نشست در جایی که در کنار زید بود
● وكُلْ مما يليك: و از غذایی بخور که در برابر و در کنار توست ( و تو بر آن احاطه داری)
● الرَّبيعُ يَلِي الشِّتاءَ: بهار پس از زمستان می‌آید
● ما یَلِی البدنَ من المَلابسِ: منظور زیرپوش و زیرپیراهنی است (چون در تماس نزدیک با بدن است)
🔰 قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ: با کافرانی که در مجاورت و نزدیکی شما هستند بجنگید
‼️نکته:
«یَلُونَکم» فعل مضارع جمع از ریشه ثلاثی مجرد است که در اصل «یَولیُونَکُم» بوده که طبق قواعد اعلال، تبدیل به «یَلونَکم» شده است.
▪️ فعل «وَلِیَ» وقتی با حرف اضافه «عن» همراه باشد، منفی شده به معنی پشت کردن یا روی گرداندن از چیزی است.
●ولی عن الشیء: روی گرداند از آن
🔸وَلاء بر وزن فَعال اسم از این ریشه بوده به معنای قرابت، دوستی، خیرخواهی، نصرت و یاری، ملک و پادشاهی... است.
🔸وَلائی: منسوب به ولاء
▪️ ️«به ولای علی» یعنی قسم به ولایت امیرالمومنین یا به حق/ حرمت امیرالمومنین علیه السلام
🔸ولایت نیز از مصادیق این ریشه است.
️در بعضی منابع بین وَلایت (با فتحه) و وِلایت (با کسره) تفاوت قائل شده اند و اولی را مصدر و دومی را اسم گرفته اند ولی برخی منابع هر دو را یکی دانسته اند.
▪️وَلایَة به معنای نزدیکی، دوستی، یاری رساندن، نگهداری، سرپرستی، قیمومت، اختیار قانونی، پیمان یاری و ... است که همگی آنها برگرفته از ارتباط نزدیک است.
▪️وِلایَة به معنای اختیار مطلق، زمامداری، حکومت، امارت، پادشاهی و سرپرستی امور ...است.
☫ خداوند متعال برای خود دو سنخ ولایت را نشان داده است: تکوینی و تشریعی
💠 ولایت تکوینی به معنای سرپرستی و اختیارداری بر نظام هستی (کون و مکان) و تصرّف در آن است که این ولایت در درجه اول و بالذّات متعلّق به خداوند است و او است که «ولی» و سرپرست و اختیاردار تمام نظام هستی است.
سپس خداوند تبارک و تعالی از این ولایت خود به پیامبر و جانشینان به حقّ پیامبر، عطا فرموده و آن‌ها را «ولیّ» مردم و مؤمنان قرار داده و به همین جهت است که پیامبر و امام، قدرت معجزه دارند، چون ولی و سرپرست نظام هستی به اذن خداوند هستند.
💠 ولایت تشریعی همان ولایت بر قانون‌گذاری و تشریع احکام است و پر واضح است که تنها قانون کامل و شایسته برای انسان قانونی است که از سوی خالق انسان و جهان باشد، لذا ولایت بر تشریع و قانون‌گذاری منحصر به ذات خداوند است که از طرف خداوند بر پیامبر و ائمه معصومین عطا شده است.
👇 👇 👇 👇 👇

▪️ولایت از حیث ارزش دارای دو قسم است:
➖ ولایت منفی (ولایت شیطان، طاغوت و کافر) که مسلمانان از پذیرفتن آن نهی شده‌اند چون طبق تفکر شیعی، ولایت مستلزم تصرف یک دوست در امور دوست دیگر است و تأکید شده‌است چنانچه کفار به عنوان اولیای مسلمین در نظر گرفته شوند، به تدریج ایمان مسلمین تباه می‌گردد.
➕ ولایت مثبت که مسلمانان دعوت شده‌اند آن را بپذیرند که ولایت خدا و پیامبر و پیشوای دینی است و خود بر دو قسم است: ولاء عام و ولاء خاص
● ولایت عام همان رابطه دوستی بین مسلمانان است همان طور که در قرآن آمده است:" وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ "
● ولاء خاص نیز اقسامی دارد همانند:
√ ۱.  ولاء زعامت دینی⇦ یعنی مقامی که دیگران باید از او پیروی کنند و الگوی اعمال و رفتار دینی خود قرار دهند.
√ ۲.  ولاء زعامت اجتماعی⇦یعنی حق رهبری اجتماعی و سیاسی و آن کسی که باید زمام امور اجتماعی را بدست گیرد و شؤون اجتماعی مردم را اداره کند، وَلی امرِ مسلمین است.
√ ۳.  ولاء تصرف یا ولایت معنوی و تکوینی⇦ که بالاترین مراحل ولایت است و مقصود آن است که انسان در اثر پیمودن صراط عبودیت و نفی هواهای نفسانی به مقام ولایت و قُرب الهی نائل گردد که همان فناء ذات عبد در ذات پروردگار و سلب اختيار و اراده او و جايگزينى اراده و مشيت خدا بجاى اراده اوست، كه در اين صورت بنده قادر بر انجام امورى كه از شئون حضرت حق است خواهد بود و بر تمام ذرات عالم وجود سيطره و استيلا خواهد يافت.
اين مرتبه براى پيامبران الهى و حضرات معصومين عليهم السّلام حاصل شده و شرط زعامت و امامت و قيادت است زيرا تا انسان از ذات و نفس خود عبور نكرده باشد و مراتب هواها و اميال نفسانى را حتى تا آخرين و عميق‌ترين مراحل آن پشت سر نگذاشته باشد مدركات و اميال و بروزات و ظهورات او نمى‌تواند صد در صد الهى و ربوبى باشد و چه‌ بسا آميخته‌اى از هوا باشد كه اين موقعيت براى اسوه و الگو قرار گرفتن مناسب نيست.
❇️ ولایت، مقام باطنی:
ولایت، باطن مقام نبوت است.
نبوت، مقام ظاهری یا جهت ارتباط با خلق است و ولایت، مقام باطنی یا جهت ارتباط با حق است و هیچ نبوتی بدون ولایت نیست؛ همان حقیقتی که با تمام انبیاء در خفا بود و در خاتم‌الانبیاء ﷺ در روز غدیر آشکار شد.همان حقیقتی که وقتی نبوت در شریعتش ختم شد، از باطنش با ولایت آشکار گشت.و به دلیل همین بطن است که در آیه مباهله، حضرت علی علیه‌السلام نفس پیامبر معرفی شده‌اند.
شریعت پيامبر ﷺ با رفتنش ختم شد اما ولایتش تا خاتم‌ الاوصیاء ادامه خواهد داشت و وجه اَتَمّ آن در حضرت مهدی علیه السلام تجلی خواهد کرد.
نبوت یک امر موقتی است ولی ولایت دائمی است، از این رو «ولی» از اسماء الهی است اما «نبی» خیر.
گفتیم ولایت مقام باطنی بوده و همان اتصال و نزدیکی به حق است؛ از طرفی نماز و توسّل و سایر اعمال عبادی نیز انسان را به خدا وصل می کند، همانطور که در ریشه های [صلو] و [وصل] و [وسل] نیز به آنها پرداخته شد.
⬅️ بنابرای باطنِ نماز و اعمال عبادی همان ولایت است؛ از این رو امام معصوم فرموده: ماییم نماز و ماییم حج و ماییم روزه و....
🆚 فرق امامت و ولایت:
امام در لغت به معنای پیشوا و رهبر است؛ اعم از آنکه در مسیر حق باشد یا باطل، کما آنکه در قرآن کریم، لفظ امام برای هر دو گروه به کار رفته است.
اما در اعتقاد شیعه، امام به معنای ولی و جانشین رسول خدا ﷺ است که با او در تمام وظایف و مسئولیت های الهی غیر از دریافت وحی، مشترک است و باید سه قسم ولایت خاص را داشته باشد یعنی امام کسی است که هم زعامت دینی و هم زعامت و رهبری اجتماعی را به عهده دارد و هم دارای ولایت تکوینی هست.
👈 یعنی در اعتقاد شیعی امام، وَلی نیز هست و ولایت از شؤون امامت است.
√ پس معنای ولایت گسترده تر از امامت بوده؛ هر امام، ولی نیز هست اما هر ولی لزوما امام نیست.
🔹ولایت به سرزمین (استان، ایالت) هم گفته می شود چون افراد یک سرزمین به هم نزدیک هستند و آن سرزمین تحت امر یک والی قرار دارد.
‌● الولایات المتحده: ایالات متحده
🔸اَوْلَیٰ، وُلْیا: اسم تفضیلی به ترتیب برای مذکر و مؤنث بوده به معنای سزاوارتر است.
تثنیه أَولی می شود: أولیان
● به طریق أولی: شایسته تر
🔰ثم اولی لک فأولی: پس بر تو نزدیک تر (سزاوارتر، شایسته تر) است.
«أَوْلى‌ لَكَ» نظير «ويل لك» براى تحقير و مذمّت به کار می رود و تکرار آن برای تأکید است و منظور از آن در آیه اینست که با اینکار عذاب را به خودت نزدیک کردی و سزاوار عذاب یا مرگ هستی و یا در مقام سرزنش و تحقیر می گوید که آن وضعیتی که داشتی (که نه تصدیق می‌کردی و نه نماز می‌گزاردی و …) لیاقتت و حقّت همین وضع و حال است تا به عذاب برسی.
🔸اولویت (أَولی+ یّت) به معنای شایسته تر و سزاوارتر بودن است
👇 👇 👇 👇 👇

🔸والِی، والٍ: اسم فاعل از این ریشه بوده به معنای: دوست، یاریگر، نزدیک، قریب، خویش، صاحب امر و اختیار، کاردار، حاکم، امیر، مالک، پادشاه، فرماندار، حاکم یک ولایت یا ایالت.
جمع والی می شود: وُلاة
☫ والی از نام های خدای عزوجل است به معنای نزدیکِ بلافاصله که سزاوارتر از همه در اداره امور شخص است؛ مالک همه چیزها است و در آنها تصرف و تدبیر می کند.
🔸وَلِیّ بر وزن فعیل صفت مشبه بوده به معنی یار و مددکار، پیگیر، سرپرست، قیم، کفیل، مالک و صاحب اختیار در تدبیر امور، برتر، سزاوار و حاکم است.
● مؤنث آن می شود وَلیَّة به معنی بانو، خانم، زن پارسا (نزدیک به خدا، ولیّه خدا)، زن بینوا (تحت سرپرستی)
✴️ کاربرد «ولی️» در جایگاههای مختلف و بر حسب نوع رابطه، متفاوت است مثلا👇
🌻 در خانواده⇦ ولیّ به پدر و مادر گفته می شود.
🌻 در حقوق خانواده⇦ولیّ به کفیل گفته می شود؛ یعنی کسی که بر طبق قانون، اختیار تصمیم گیری در مورد دیگری دارد.
🌻 در ادیان⇦ در اسلام، ولیّ به دارنده بالاترین مقام پس از پیامبر اسلام ﷺ گفته می شود (از القاب امیرالمؤمنین علیه السلام)
🌻 در تصوف⇦ولیّ به عارف واصل گفته می شود؛ کسی که به نهایت سلوک رسیده و آنچنان به خدا نزدیک شده که صفات خدا را پیدا کرده است، گویا با او یکی شده است؛ مانند آهن سرد و سخت که در تماس با آتش، گداخته شده و مانند آتش، گرم و سرخ می شود و یا مانند پروانه که با نزدیکی زیاد به شمع، آتش گرفته و می سوزد.
🌻در فقه و حقوق⇦«ولی فقیه» به فقیه جامع الشرایط گفته می شود که عهده دار زعامت سیاسی و حکومت در دوران غیبت امام معصوم است.
▪️ از ترکیبات دیگر این واژه عبارتند از :👇
●ولیّ نعمة: بانی خیر●ولی الدم: صاحب خون، نزدیک ترین فرد به مقتول●ولی عهد: نگهبان عهد، صاحب پیمان● ولی عصر: نگهبان عصر و زمان، لقب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
🔰وَلِيٌّ حَمِيمٌ: دوست گرم و صمیمی
↔️ «ولیّ» هم در نقش فاعلی به کار می رود و هم مفعولی؛ و به هر دو طرف رابطه ولائی اطلاق می شود.
جمع ولی می شود: أَوْلِیاء
☫ ولی از نامهای خداوند متعال است به معنای یاور و یاری کننده و کسی که عهده دار امور جهان و آفریدگان است و آنها را تدبیر و اداره می کند.
💫 شهادت ثالثه گواهی‌ دادن به ولایت حضرت علی علیه السلام با گفتن «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیُّ الله» در اذان و اقامه است که هر چند از اجزای اذان و اقامه نیست ولی بدون قصد و نیت جزء بودن آن، مستحب است گفته شود.
🔸مَوْلَی، مَوْلیً: مَوْلَى اسم بر وزن مَفْعَل است.
در برخی منابع، این واژه مصدر میمی ذکر شده و سپس برای کسی که در امور سود و زیان تصرف دارد به کار رفته و در حکم صفت مشبهه در آمده است و در برخی منابع نیز اسم مکان ذکر شده به معنای محل ظهور ولایت؛ که بر محل تجمع و منشأ آن دلالت می کند و به وجهی و مناسبتی از آن، اراده ی شخص دارنده ی ولایت شده است؛ و یا از آن جهت که به چیزی پیوسته و در مجاورت آن قرار دارد یعنی جایگاه یا موضعِ مجاورت و پیوستگی بوده و اشاره به بزرگداشت و تعظیم آن جایگاه دارد.
(از این دست نامگذاری می توان به: مرجع تقلید، منبع خیر یا مقامات اشاره کرد)
↔️ «مولی» نیز مثل «ولی» نقش فاعلی و مفعولی داشته و به بنده و صاحب بنده هر دو گفته می شود؛ و مَوْلَی در اصل عنوان رابطه ولائی و پیوند نزدیک است، یعنی کسی که با دیگری چنان پیوندی دارد که بر اساس نوع رابطه میان آن دو حق سرپرستی، حمایت، یاری، محبت، پیروی، خویشاوندی، هم پیمانی، مالکیت یا وابستگی برقرار می شود.
مولی به داماد، پسر عمو، آزاد کننده بنده، بنده ی آزاد شده، همسایه و وارث هم گفته می شود.
مولا همچنین به معنی سزاوارتر و بهتر نسبت به چیزی است.
🔰 النارُ هیَ مولاکم: آتش به شما سزاوارتر است
جمع مولا می شود: مَوالی
■ مَوْلَی الموحدین: سرور یکتاپرستان (لقب امیرالمؤمنین علیه السلام)
■ مَوْلایَ و مَوْلانا: حضرت والا، عالیجناب
🔸مَوْلاة: بانو، خانم
⚜️یا فاطمة یا مَوْلاتی اَغیثینی⚜️
🔸مَوْلَوی: منسوب به مولا، درویش مولویه (فرقه جلال الدین رومی)
■مَوالی بنی هاشم: آزادشدگان آنان
👇 👇 👇 👇 👇

🔸تَوَلِّیٖ مصدر از باب تفعّل بوده به معنای مطاوعه (قبول و پذیرش ولایت) است یعنی به عهده گرفتن، روی آوردن، زمام امور را به دست گرفتن، دارای ولایت و سلطنت شدن، دوست گرفتن ....
🔰كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ: بر شيطان مقرر شد كه هر كس با او دوستى كند به ضلالتش افكند
🔰 فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ: پس آیا اگر زمام امور را به دست بگیرید ممکن است در زمین فساد کنید
🔰 ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ: سپس به سايه روى آورد
■ این باب اگر با حرف اضافه «مِن» یا «عَن» همراه شود مفهوم جمله را منفی کرده به معنی «اعراض» و «برگشتن از چیزی» خواهد بود.
«تولّى» می‌تواند بدون حرف اضافه «عن» نیز با قرینهٔ سیاقی معنای اعراض بدهد به ویژه اگر بدون ذکر «مفعول» باشد.
▪️مُتَوَلٍّ اسم فاعلی از این باب بوده به معنای مسئول و عهده دار است.
🙂🙁 تَوَلّیٖ و تَبَرّی: به معنای «دوست داشتن» و «بیزاری جستن» است و در اصطلاح دینی:«تولّی» یعنی دوستی با دوستان خدا و «تبرّی» یعنی دشمنی با دشمنان خدا
🔸ایلاء مصدر از باب افعال بوده به معنای نزدیک کردن، واگذار کردن، برعهده گذاشتن و به گردن کسی انداختن است.
● اَوْلیٰ فلاناً الْاَمرَ: کار را به دیگری واگذار کرد، والی گردانید او را
● اَوْلیٰ علی الیتیم: وصیت و سفارش کرد بر یتیم
🔸تَولیة مصدر از باب تفعیل بوده به معنای رو کردن و سرپرستی کردن، انتصاب و برگماری است.
🔰 فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ: پس چهره خود را به سوی مسجدالحرام بگردان و هر جا که بودید چهره های خود را به سوی آن بگردانید
🔰 فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَىٰهَا: اكنون ترا به قبله‌اى كه دوست دارى بر مى‌گردانيم
★ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ: ف + ل تاکید + نُوَلِّیَ + نّ تاکید ثقیله + کَ
⬅️ جهت روی آوردن یا برگشتن به وسیله حرف اضافه مشخص می شود👇
√ اگر با حرف اضافه «الی» همراه باشد ‌‌‌⇦معنای رو کردن و توجه کردن می دهد
● لَوَلَّوْا إِلَيْهِ: حتما به سوی آن روی می آوردند
● وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ: به سوی قوم خود بازگشتند
√ و اگر با حرف اضافه «عن» همراه باشد ⇦معنای روی گرداندن و اعراض می دهد.
√ و هنگامی که هیچ یک از این دو حرف همراه آن نباشد، حالت و قید حال در بیشتر موارد این معنا را روشن می کند مانند: 👇
🔰 وَلَّى مُدْبِرًا: پشت کرده و روی گردان شد
● وَلَّ ظَهْرَهُ: پشت کرد
🔰 وَلَّى مُسْتَكْبِرًا: با حالت تکبر روی گرداند
🔰 وَلَوْ قَٰتَلَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوَلَّوُاْ ٱلْأَدْبَٰرَ: اگر كافران با شما ميجنگيدند قطعا پشت كرده بر ميگشتند
★ لَوَلَّوا: ل تاکید + وَلَّوُا
🔰 وَمَن يُشَاقِقِ ٱلرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ ٱلْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ: و هر كه پس از روشن شدن راه حق براى او با رسول مخالفت كند و غير راه اهل ايمان را پيروى نمايد، او را به همان راهی که در پیش گرفته وا می گذاريم
از مصادیق این اصل «تولیت» است و آن عبارت است از قرار دادن شخصی در پس یک امر شناخته شده به عنوان تدبیرکننده و عهده دار اداره امور.
■ تولیت آستان قدس رضوی یعنی اداره و سرپرستی آن مجموعه
▪️مُوَلِّی اسم فاعل از این ریشه بوده به معنای گرداننده است.
🔸مُوالاة مصدر از باب مفاعله بوده به معنای پیوستگی، پیاپی بودن دو شیء، همراهی، دوستی، یار و یاور بودن و همراه و پشتیبان بودن است.
● والى فلانًا: با او همراه شد
■ مُوالٍ: اسم فاعلی از این باب بوده به معنای غلام، رعیت، طرفدار، دوستدار و پشتیبان است.
🔸تَوالی مصدر از باب تفاعل بوده به معنای پی در پی بودن دو یا چیز است.
● وتوالتْ كتبُه تتابعتْ: و نامه های او یکی پس از دیگری آمدند و پی در پی شدند
■ مُتواِلی اسم فاعلی بوده یعنی پی در پی آینده
🔸استیلاء مصدر از باب استفعال بوده به معنای تصرف، تصاحب، چیره شدن و دست یافتن بر چیزی یا کسی است.
● و استولی علیه: بر او غلبه کرد و مسلط شد، بر آن توانایی و تسلط یافت
👇 👇 👇 👇 👇

🟢 🔴 نزدیک ترین معنا به ریشه «ولی» در زبان فارسی:
گفتیم از مهمترین مصادیق این ریشه: نصرت و یاری، سرپرستی، اتصال و رابطه نزدیک با خداوند است.
🧩 حال ببینیم در زبان فارسی کدام معنا شباهت بیشتری با ریشه مورد نظر دارد🤔
«عبادت» از ریشه [عبد] به معنای «پرستش» پروردگار در نهایت خضوع و خشوع و اطاعت از او است و نتیجۀ اعمال عبادی نزدیک شدن به خداوند است.
🛐 پس پرستش یا عبادت، سیری از خلق به سوی حق است که نهایت این سیر تکاملی، ولایت یا اتصال به حق یا مولا است، و گفتیم که باطن اعمال عبادی، ولایت است و از همین روست که «عبد» و «مولا» غالبا با هم استعمال می شوند.
حال می پردازیم به واژه پرستش:👇
«پرستیدَن» یا «پَرَستِش» از دو بخش تشکیل شده است: بخش نخست آن پیشوند «پر» به معنای "پیرامون" یا به طور خلاصه "پیرا" و بخش دوم «ستیدن» یا همان "ایستادن" است.
بر این اساس، پرستیدن به معنای دُور و اطراف چیزی ایستادن است که غالبا برای نگهداری کردن یا عبادت کردن است.
مثلا در آیین زرتشت که آتش 🔥مقدس بوده، دور آن جمع می شدند تا از گرما و نور آن استفاده کنند و به عبارتی آتش پرست بودند و آن را می پرستیدند و یا دور آتش می ایستادند تا از آن مراقبت کنند که خاموش نشود.
کلمات «پرستار» و «سرپرست» نیز از «پرست» گرفته شده اند یعنی پیرامون چیزی ایستادن به منظور مراقبت و نگه داری.
↔️ در زیر تعدادی از مشتقات مربوطه در دو زبان آورده می شود:👇
🔹والی: استاندار

🔹ولی: سرپرست، پرستار

🔹ولایت: استان، است (وجود و هستی)

🔹مولا، ولی: است (هست، حق) استوار/ ایستا (قیّوم/ قیّم)

🔹ولی خدا: حق پرست

🔹ولی شیطان: شیطان پرست
🕊️ پرستو نیز که نام پرنده ای زیباست از «پرست» ساخته شده که نقش فاعلی دارد یعنی نگه دارنده یا پرستنده.
پرستو گاه در یک فصل سه بار تخم می‌گذارد؛ هنگامی که تخم‌های نوبت اول به جوجه تبدیل شدند، پس از ترک لانه جای دوری نمی‌روند، بلکه در نزدیکی آشیانه می‌مانند و در غذا دادن به جوجه‌های نوبت دوم و سوم به پدر و مادرشان کمک می‌کنند.
جالب است بدانیم در اکثر روایات پرستو همان ابابیل یا پرنده ای است که در حمله سپاه ابرهه به خانه خدا نقش نگه دارنده خانه خدا را داشت و نیز همان پرنده ای بود که هنگامیکه نمرود و بت پرستان حضرت ابراهیم را به آتش میدافکندند؛ با منقار خود آب می آورد تا آتش را خاموش کند و این پرنده از یاری دهندگان حق محسوب می شود.
✍️ بنابراین به نظر می رسد ریشه [پرست] در زبان فارسی بیشترین شباهت معنایی را با ریشه [ولی] در زبان عربی داشته باشد.
♻️ نتیجه گیری و خلاصه:
✅ گفتیم معنای محوری ریشه «ولی» قرار گرفتن چیزی در پس چیز دیگر همراه با وجود رابطه ای 🔁 بین آنهاست که در این صورت، هر یک ولی دیگری محسوب می شود.
معمولا یک طرف رابطه، قدرت و استواری بیشتری داشته بر طرف دیگر تسلط و برتری دارد و سرپرست و یاور اوست و طرف دیگر تحت سرپرستی و نیازمند حمایت بوده از مولای خود پیروی می کند.
👇 👇 👇 👇 👇

و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺وَلی:دوست، یاور، سرپرست؛ جمع: أَوْلیاء

🌿مثال:إِنَّهُمْ لَن يُغْنُواْ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيْـٔاً وَإِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلْمُتَّقِينَ: آنان در برابر خدا نمى‌توانند چيزى [از گرفتارى‌ها و بلاها] را از تو دفع كنند؛ و همانا ستمكاران يار و ياور يكديگرند و خدا يار و ياور پرهيزكاران است

🌿مثال:وَمَآ أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي ٱلْأَرْضِۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ: و شما در زمين عاجزكننده [خدا] نيستيد[تا بتوانيد از دسترس قدرت او بيرون رويد] و جز خدا هيچ سرپرست و ياورى براى شما نيست

🔺والٍ:یاور، سرپرست

🌿مثال: وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ: و جز پروردگار سرپرستى نخواهند داشت

🔺مَوْلیٰ:دوست، سرپرست، خویشاوند، وارث، بنده، آزاد شده؛ جمع: مَوالی

🌿 مثال: يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ: روزى كه هيچ دوستى دوست خود را بى‌نياز نخواهد ساخت، و هيچكس يارى نخواهد شد

🌿 مثال: وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً: و من از خویشاوندان و وابستگان پس از خود بیم دارم و همسرم نازاست

🌿مثال: ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ: آنان را به نام پدرانشان بخوانید و اگر پدرانشان را نمی شناسید پس آنان برادران دینی شما و دوستان شما (غلامان شما، آزادکرده های شما) هستند

🌿مثال:وَلِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ: و برای هر کس وارثانی قرار دادیم از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک بر جای گذاشته اند

🔺ولایت:سرپرستی، یاری، دوستی و پیوند فرمانروایی

🌿مثال:وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا:و کسانی که ایمان آورده اند ولی هجرت نکرده اند حقّ هيچ‌گونه دوستى و حمايت از آنان را نداريد تا آنکه هجرت کنند

🌿مثال:هُنَالِكَ ٱلْوَلَٰيَةُ لِلَّهِ ٱلْحَقِّ: در آنجا يارى كردن (حاکمییت و قدرت) خاص خداى حق است

🔺تولیة: سرپرست کردن، واگذار کردن، رو کردن، رو گرداندن

🌿 مثال:فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ ٱللَّهِ: پس هر جا روى كنيد آنجا وجه خداست

🌿مثال:فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْاْ إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ:پس چون [تلاوت قرآن كريم] به پايان آمد، بيم‌كنان به‌سوى قومشان بازگشتند

🌿مثال:لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَـًٔا أَوْ مَغَٰرَٰتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ:اگر پناهگاه يا مخفيگاه و يا گريزگاهى مى‌يافتند،شتابان به سوى آن روى مى‌آوردند 

🌿مثال:وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ ٱلظَّـٰلِمِينَ بَعْضَۢا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ:و بدين گونه بعضى ستمگران را بر بعضى مسلّط مى‌كنيم،به سزای آنچه عمل مى‌كردند

🌿مثال:فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً:پس هنگامی که آن را دید که مانند ماری کوچک به حرکت درآمده است پشت کرده و گریختمثال: وَإِن يُقَٰتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ ٱلْأَدْبَارَ: و اگر با شما پيكار كنند، به شما پشت خواهند كرد و شكست مى‌خورند

💕مُوَلِّی: گرداننده

🌿مثال:وَلِكُلࣲّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا: براى هر گروهى قبله‌اى است كه خدا گردانندۀ روى آن گروه به آن قبله است

🔺تَوَلّی:رو کردن، بر عهده گرفتن، سرپرستی کردن، دوست گرفتن، روی برگرداندن، اعراض کردن

🌿 مثال:وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِينَ: و او نيكوكاران را دوستى و سرپرستى مى‌كند

🌿مثال:وَإِن يَتَوَلَّوْاْ يُعَذِّبْهُمُ ٱللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا: و اگر روى برگردانند، خداوند در دنيا و آخرت آنها را عذابى دردناك خواهد كرد

🌿مثال:إِنَّمَا يَنْهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ قَٰتَلُوكُمْ فِي ٱلدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمْ وَظَٰهَرُواْ عَلَىٰٓ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ: تنها شما را از دوستى با آنهايى نهى مى‌كند كه در كار دين با شما جنگ كرده و شما را از شهرتان بيرون راندند و يا به بيرون راندن شما كمك كردند؛ پس هر كس با آنان دوستى ورزد، ستمگر است

🌿مثال:يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَوَلَّوْاْ قَوْمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ: اى مؤمنان! با قومى كه خدا بر آنان خشم گرفته دوستى نكنيد

🔺أَوْلیٰ:نزدیکتر، نزدیک ترین، سزاوارتر؛ تثنیه: أولیان

🌿مثال:إِنَّ أَوْلَى ٱلنَّاسِ بِإِبْرَٰهِيمَ لَلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ: محقّقا نزديكترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه از او پيروى كردند

🌿مثال:فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيَانِ:پس دو نفر دیگر از کسانی که نسبت به آنان سزاوارترند به جای آن دو قرار می گیرند

برچسب‌ها

مطالب مرتبط