کلیدواژه: وصل

کلیدواژه: وصل

کلیدواژه: وصل

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به ریشه [و ص ل] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارت است از:
وصل
معنای اصلی این ریشه پیوستن یا رسیدن چیزی به چیزی است تا به آن آویخته و مرتبط شود (در مقابل فصل یا گسستن)
🔸واصِل اسم فاعل از این ریشه بوده به معنای وصل کننده، پیوندنده (در فرم متعدی) و پیوسته، مقرّب، رسیده و وارد (در فرم لازم) است.
واصل در اصطلاح تصوّف به عارفی که از جهان و جهانیان منقطع گشته و به مقام قرب و فنای فی الله رسیده گفته می شود.
⚜️تعلق حجاب است و بی حاصلیچو این بندها بگسلی واصلی⚜️
مؤنث واصل می شود واصلة به معنای رسیده و دریافتی
● اخبار واصله: اخبار رسیده
👩‍🔧واصله به آرایشگر و زنی که موی زنی را به موی دیگری وصل می کند و موی عاریه برای آنها می سازد گفته می شود.
🔸مَوْصول اسم مفعولی بوده به معنای وصل شده و پیوند شده است.
مؤنث آن می شود: موصولة
🔸اِتِّصال مصدر از باب افتعال بوده به معنای وصل شدن، رابطه، تماس و پیوند است.
🔸مُتَّصِل اسم فاعلی از این باب بوده به معنای پیوسته و مرتبط است.
🔸مُواصَلَة مصدر از باب مفاعله بوده به معنای ارتباط و پیوستگی برقرار کردن، مراوده و دوستی خالص و نزدیک است؛ جمع آن می شود مُواصِلات به معنای ارتباطات، خطوط ارتباطی
🔸وَصْل، وِصال، وَصْلَت به معنای پیوند، مراوده، آمیزش، پیوستن و به هم رسیدن است.
🔸وُصْلَة به معنای پیوند، اتصال، بند اتصال و همچنین تکه و پاره ای که کارکرد اتصالی دارد، است.
وُصلة قماش: تکه ای که برای وصل کردن استفاده می شود.
(در زبان فارسی به این کلمه وَصله گفته می شود: به معنای تکه، پاره، پینه و هر چیزی که برای وصل کردن به چیز دیگر استفاده شود)
وصله زدن: پیوند زدن قطعات لباس و کفش به وسیله وصله یا تکه و پینه و ترمیم آنها
● وصله تن: (پاره تن) خویشاوند، قوم و خویش
● وصله ناجور: تکه نامناسب و نامتجانس
🔸مَوْصِل بر وزن مَفْعِل، به محل اتصال و پیوند گفته می شود.
مَوْصِل همچنین نام شهری در بین النهرین است.
🔸وُصْل یا وِصْل، اسم از این ریشه بوده به پیوند و بند و نیز عضو و اندام گفته می شود و جمع آن می شود اَوصال به معنی مفاصل و پیوندگاهها، اعضای بدن
‼️نکته:
مفاصل جمع مفصل از ریشه [فصل] و اوصال جمع وُصْل یا وِصل از ریشه [وصل] است؛ که ظاهرا از دو ریشه متضاد هستند؛ ولی باید گفت که مفصل از یک طرف حدفاصل دو استخوان بوده و از طرفی دو تکه استخوان را به هم اتصال داده باعث امتداد یافتن جسم می شود.
به علاوه اوصال به اعضای بدن هم گفته می شود چون اعضا نیز مانند تکه ها و پاره های به هم پیوسته و کنار هم هستند.
👈 پس اوصال واژه کلی تری بوده اعم از اندامها و مفاصل است.
● اوصال لحم: تکه های گوشت
● تقطّعت اوصاله: بدنش تکه تکه شد
🔸وَصیل بر وزن فعیل، صفت مشبه بوده به دوست نزدیک و پیوسته گفته می شود.
🔸وَصیلَة بر وزن فَعیله مؤنث فعیل بوده می تواند معنای فاعلی (واصله) یا مفعولی (موصوله) داشته باشد.
وصیله به زمینِ گسترده و دور دست هم گفته می شود گویی به زمینی دیگر پیوسته شده است و قطع نمی‌شود.
وصیله به عمارت و آبادانی نیز گفته می شود؛ زیرا مردم را به یکدیگر پیوند می‌دهد و نعمت و فراوانی باعث جمع شدم مردم در آنجا می شود.
🔰 مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَآئِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ
وصیله در قرآن کریم اشاره به چهارپایانی (گوسفند یا شتر) دارد که در زمان جاهلیت به سبب نوعی پیوند حکم خاصی یافته و استفاده از آنها حرام می شد.
در مورد وصیله نظرات مختلفی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:👇
💫 بنا به روایتی از امام صادق‌ علیه السلام :
زمانی که شتری دوقلو 🐪🐪می‌زایید، مردم زمان جاهلیت می‌گفتند که او وصیله شده و به همین دلیل نمی‌توان او را ذبح کرد و از گوشتش استفاده نمود.
محمد بن اسحاق می‌گوید: هرگاه گوسفندى در پنج شکم، ده بچه ماده دو قلو 🐑🐑می زایید می‌‌گفتند: وصیله شد.
همچنین در ميان مشركان رسم بود اگر گوسفند، بچه ماده مى زائيد، براى مشركان بود و اگر نر مى زائيد، براى خدايان ذبح مى كردند و اگر دو بچه نر و ماده (توأم، دوقلو) مى زائيد مى گفتند ماده به برادرش وصل است (وصلت اخاها) و حیوان نر را به خاطر همتای ماده اش ذبح نمى كردند و گوسفند ماده را وصیله می گفتند چون باعث حفظ گوسفند نر می شد.
در بعضی منابع وصيله به حيوان نرى كه متّصل به ماده، دو قلو به دنيا آمده گفته شده است.
‼️نکته:
همان طور که دیدیم در مورد کلمه وصیله در بین مفسرین اختلاف نظر وجود دارد اما همه آنها در یک اصل لغوی مشترکند که همان ریشه «وصل» است و «وصیله» به چهارپایی گفته می شود که به خاطر نوعی «پیوند» احکام ساختگی برایش وضع می شود.

✔️ معنای دیگر ریشه [وصل] فرود آمدن، وارد شدن، پیش رفتن و رسیدن است چون وارد شدن نیز نوعی نزدیک شدن یا وصل شدن است.
● وَصَلَ المَکانَ: رسید به آنجا
● وَصَلْتُ الیَوْمَ: امروز وارد شدم
🔸وُصُول به معنی رسیدن است و آن در واقع متصل شدن چیزی به چیزی است.
● وصول شد: دریافت شد، رسید
✔️ معنای دیگر ریشه [وصل] بخشیدن، عطا کردن و ارزانی داشتن است؛ چون عطا و بخشش نیز به کسی رسانده یا اعطاء می شود.
🔸صِلَة: اسم از این ریشه بوده به معنای پیوند، رابطه، اتصال، بستگی، خویشاوندی، نزدیکی، رشته، بند، احسان، بخشش و جایزه است.
‼️نکته:
کلمه صِلَة در اصل از وَصْل گرفته شده که به دلیل قواعد صرفی (مثال واوی) حرف عله حذف شده، کسره جایگزین «و» شده و ة به آخر آن اضافه شده [مثل ثِقَة که از وِثْق گرفته شده]
🔸صله ی رحم به معنای اتحاد و پیوستگی بستگان، احسان و نیکی به خویشان و نزدیکان و رسیدگی و بخشش به فامیل است.
● وَصَلَ رَحِمَهُ: صله رحم کرد و احسان نمود
💫 در برخی روایات، واژه صله با اضافه به امام علیه السّلام و نیز شیعیان به کار رفته است.
در حدیثی از امام صادق علیه السّلام آمده است: «کسی که به صله ما قادر نیست، به دوستان نیکوکار ما صله کند که پاداش صله ما برای او نوشته می شود»
🍃🪷🍃 توجه 🍃🪷🍃
همان طور که می دانیم پیامبر و اهل بیت علیهم السلام رحم معنوی ما محسوب می شوند و مهمترین صله و ارتباط و توجه ما باید به ایشان باشد؛ چرا که آن بزرگان، واسطه فیض هستند و هر گونه ارتباط و اتصال قلبی و محبت و یاد کرد و تحیت و درود فرستادن بر ایشان با «صله» و «صلوات» منجر به جاری شدن شدن فیوضات الهی در زندگی خود ما می شود.

💚 الهم صَلِّ علی محمد و آل محمد💚

🔰 وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوٓءَ ٱلْحِسَابِ: و کسانی که به آنچه خدا امر به پيوند آن كرده (مانند صلۀ رحم و محبت اهل ايمان و علم) مى‌پيوندند و از خداى خود مى‌ترسند و از سختى هنگام حساب مى‌انديشند
🔸تَوْصیل مصدر از باب تفعیل بوده و در اصل به معنای وصل کردن قطعات ریسمان به یکدیگر است؛ معنای دیگر آن ربط دادن چیزی به چیز دیگر، رساندن و تحویل دادن است.
● توصیل فوری: ارسال یا تحویل فوری (رساندن به مقصد)
این ریشه وقتی به باب تفعیل می رود افاده کثرت می کند، مثل تقطیع که به معنای بسیار بریدن است.
🔰وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ ٱلْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ: ما اين قرآن را براى آنان پى در پى و به هم پيوسته [به صورت سوره‌اى پس از سوره‌اى و آيه‌اى بعد از آيه‌اى] آورديم تا متذكّر و هوشيار [حقايق] شوند
♻️ نتیجه گیری و خلاصه:
گفتیم که معنای محوری در این ریشه پیوستن چیزی به چیز دیگر است، از این رو این ریشه در برگیرنده مفاهیمی همچون وصل شدن، رسیدن، پی‌ در پی بودن، ملحق شدن، ضمیمه کردن و اعطا کردن است؛ چرا که هر کدام از آنها مستلزم نزدیکی یا اتصال است.
🆚 در مقابلِ وصل: قطع، هجران و جدایی، تَرک، دوری و فصل قرار می گیرد.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺وَصَلَ: پیوستن، رسیدن

🌿 مثال: فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِۖ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَىٰ شُرَكَآئِهِمْ سَآءَ مَا يَحْكُمُونَ: پس آن سهمى كه مخصوص بت‌هايشان بود به خدا نمى‌رسيد، ولى آنچه براى خدا بود به بت‌ها مى‌رسيد چه بد داورى است كه مى‌كنند

🌿 مثال: وَٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ ٱللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَٰقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ: و كسانى كه عهد خدا را پس از استوار كردنش مى‌شكنند، و پيوندهايى را كه خدا به برقرارى آن فرمان داده مى‌گسلند

🌿 مثال: فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً: پس چون دید دست‌هایشان به سوی آن (غذا) نمی‌رسد، آنان را ناشناخته یافت و بیمناک شد

🌿 مثال: فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتا: به سبب آیات ما به شما دست نمی‌یابند

🌿 مثال: إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ: مگر کسانی که به قومی می‌پیوندند که میان شما و آنان پیمانی است

🔺توصیل: وصل کردن، پی در پی نازل کردن

🌿 مثال: وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ ٱلْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ: ما آيات قرآن را يكى پس از ديگرى براى آنان آورديم شايد متذكّر شوند

🔺وَصیلَة: گوسفند ماده ای که همزاد با بره نر است

🌿 مثال: مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَآئِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ: خداوند [حكمى به عنوان] بحيره و سائبه و وصيله و حام مقرر نداشته است

برچسب‌ها

مطالب مرتبط