کلیدواژه:صلوات

کلیدواژه:صلوات

کلیدواژه:صلوات

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به دو ریشه[ص ل ی] و [ص ل و] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
صلوات
معنای محوری در این ریشه ها، نرمی یا سستی درونِ چیزی همراه با نوعی پیوستگی و انسجام است، به‌گونه‌ای که بتوان در آن تصرّف کرد؛ مانند نرم کردن چوب با قرار دادن آن در برابر آتش که بدین وسیله می‌توان آن را اگر کج باشد راست کرد و یا می توان سر آن را خم کرد تا به صورت دسته‌ای برای آن درآید؛ و یا مانند سستی ناحیه صَلا در شتر ماده در نزدیکی زایمان؛ و یا نرمی و خشوع و تواضع در نماز و نزدیکی و تقرّب به خدا.
↔️ این ریشه ها با یکدیگر تداخل معنایی داشته و در قرآن کریم در دو حوزه معنایی: آتش و عذاب (ریشه صلی) و دعا و نماز (ریشه صلو) به کار رفته اند.
و حالا می پردازیم به بررسی تفصیلی این دو ریشه :
1️⃣ صلی
همان طور که گفته شد در معنای این ریشه دو مؤلفه اصلی ⇦ ۱. نرمی و ۲. پیوستگی وجود دارد.
🌀 این ریشه عمدتا در رابطه با آتش به کار رفته است.
√ در معنای نرم کردن با آتش گفته‌اند:👇
● صَلَى اللحم بالنار: گوشت را با آتش کباب کرد؛ و نرمی در اینجا به این صورت است که گوشت پخته و خوش‌ طعم می‌شود و حالت خامی و سفتی آن از بین می‌رود و آماده خوردن می شود.
√ و در معنای پیوستن (اتصال، نزدیکی، ملازمت و همراهی) نیز تعابیر زیر به کار رفته اند:
نزدیک شدن و مواجهه با آتش، گرم شدن یا کباب شدن و سوختن، تماس یا لمس آتش، چشیدن عذاب آتش، در آتش در آمدن یا وارد شدن، عرضه شدن بر آتش، ملازم و همراه آتش شدن:👇
● صَلَى اللحمَ في النار و اَصلاه و صلّاه یعنی: گوشت را در آتش انداخت تا بریان و کباب شود.
[چون برای اثر بخشی آتش، باید به آن نزدیک شد؛ مثلا گفته می شود: "لا یُصْطَلیٰ بِنارِهِ": یعنی "کسی به آتش او گرم نمی شود" که منظور این است که کسی نمی تواند به او نزدیک شود؛ که مطرح کننده یکه تاز بودن و بی رقیب بودن آن فرد ست.معادل این عبارت در زبان فارسی، اصطلاح "کسی به گَردش نمی رسد" است]
👈 بنابراین در ترجمه این ریشه، بسته به سیاق کلام، یکی از معانی بالا قابل استفاده است.
● صَلَى ظهره بالنار: پشت خود را با آتش گرم کرد (یا پشت خود را به آتش رساند) و این نزدیک شدن به آتش است که باعث می شود پشت، گرم و نرم شود.
● صلّى عصاه على النار: عصا را بر آتش وارد کرد
🔸صَلِیَ: وارد آتش شدن
🔰 تَصْلى‌ٰ ناراً حامِيَةً ...در آتشی سوزان وارد می‌شود...
🔰 اصْلَوْهَا الْيَوْمَ ...امروز در آن داخل شوید...
🔸صالِی، صالٍ اسم فاعل از ریشه ثلاثی مجرد بوده به معنای وارد شونده در آتش و ملازم آتش است، جمع آن می شود صالون به معنای داخل شوندگان در آتش.
🔰 إِنَّهُمْ صَالُواْ ٱلنَّارِ: بى‌گمان آنان وارد شوندگان آتش [دوزخ] اند
‼️«صالوا» در اصل «صالون» بوده که چون مضاف واقع شده «نون» آن حذف شده و حرف «الف» فارقه است.
🔸مَصْلِیّ ( مَصْلوی ⇦ مَصْلِیّ) اسم مفعول از این ریشه بوده به معنای کباب شده است.
● شاةٌ مَصْلِیَّةٌ: گوسفند بریان
🌀 این ریشه، به طور مجازی به معنای سختی کشیدن نیز به کار می رود (چون ملازم آتش بودن با سختی همراه است)
● صَلی الاَمْرَ: چشید سختی کار را
🔸صِلِیّ مصدر از این ریشه است و در اصل صُلُوی بر وزن فُعول بوده که تبدیل به صِلِیّ شده است.
🌀 «صلی» همچنین یکی از علائم خاصه در «تجوید» است که در آن «وقف» جایز است ولی «وصل» کردن بهتر است.
🔸صلاء به آتش 🔥 سوزان و کباب کننده، هیزم، وَقود و فروزینه آتش گفته می شود.
🌀 معنای دیگر صلا که بیشتر در منابع فارسی آمده عبارتست از: ندا، صدا، بانگ، آواز 🎵 فریاد کردن درویشان برای اطعام، آواز کردن برای چیزی دادن یا فروختن یا انجام کاری.
که در این رابطه باید گفت صلا در اصل آتشی بوده که اعراب بادیه نشین برای راهنمایی مسافران می افروختند و از این معنا، مفهوم ندا و فراخواندن توسعه یافته است.
برخی لغویان معنای ندا را به دعا 🛐 توسعه داده اند؛ چون در دعا نیز خدا را خوانده و از او طلب و درخواست می کنیم؛ از طرفی خدا نیز ما را به خود فرا می خواند: "حَیَّ علی الصّلاة" بنابراین این خواندن، دو سویه است.
🎵کمر بستم به عشق این داستان را🎵صلای عشق در دادم جهان را
💠 آیین سنتی صلا در حرم مطهر رضوی به رسمی اطلاق می شود که در آن در روز اول محرّم هر سال، خادمان حرم با قرائت شعر و نوحه خوانی، زائران را به شرکت در مراسم دعوت می کنند.
🔹صلا نامی برای دختران بوده به معنای ندا، آواز، دعا و ارتباط معنوی با نماز یا صله با خدا است.

🔸اِصْطِلاء مصدر از باب افتعال بوده (اِصتِلای ⇦ اِصْطِلاء) به معنای نزدیک آتش نشستن برای گرم شدن است.
● اِصْطَلَیْتُ: خود را با آتش گرم کردم.
اِصطلاء همچنین به طور مجازی در معنای برخورد کردن با کسی و دچار شرّ کسی شدن به کار می رود.
🔸اِصْلاء: (ریشه یائی) مصدر از باب افعال بوده به معنای در آتش افکندن است.
🔸تَصْلِيَة مصدر از باب تفعیل بوده (تَصْلیی⇦ تَصْلیة) به معنای داخل آتش کردن و سوزاندن است.
● صلَّيت العصا تصلية: عصا را بر آتش گرداندم (تا راست و اصلاحش کنم)
● وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ...«و داخل‌کردن در دوزخ...»
[و اینکه آیا در سوزاندن در جهنم نیز نوعی تلطیف و تغییر به سوی مطلوب یا پختگی لحاظ شده یا نه، علمش نزد خداوند است]
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺اِصلاء: وارد آتش کردن

🌿 مثال: وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ عُدْوَٰنًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا: و هر كس از روى تجاوز و ستم چنين كند، به زودى او را در آتشى وارد خواهيم ساخت

🔺اِصْطِلاء: گرم شدن

🌿 مثال: أَوْ ءَاتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ: يا شعله‌اى از آتش گرفته و مى‌آورم؛ شايد گرم شويد

🔺 تَصْلِیَة: داخل آتش کردن، به آتش افکندن

🌿 مثال: ثُمَّ ٱلْجَحِيمَ صَلُّوهُ: سپس او را به دوزخ افكنيد

🌿مثال: وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ: و در آوردن به دوزخ است

🔺صِلِیّ: به آتش افتادن و سوختن

🌿 مثال: ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِٱلَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا: و ما آنهايى را كه سزاوارتر به داخل شدن در آتش و سوختن در آن باشند، بهتر مى‌شناسيم

🔺صالِ: وارد شونده در آتش؛ جمع آن می شود > صالون: داخل شوندگان و سوزندگان به آتش

🌿 مثال: إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ ٱلْجَحِيمِ: مگر كسى را كه به آتش وارد شدنى است

🌿 مثال: ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُواْ ٱلْجَحِيمِ: سپس آنها به يقين وارد دوزخ مى‌شوند

2️⃣ صلو
🌀 از معنای نرمی و پیوستن در این ریشه می توان به تله یا دام اشاره کرد:👇
🔸مِصْلیٰ، مِصلاة بر وزن مِفْعَل، مِفْعال(مثل مِفتَح یا مِفْتاح) اسم ابزار بوده به تله‌ای گفته می شود که برای شکار پرندگان و غیر آن نصب می‌شود و این‌گونه است که درون تله، دانه یا گوشت و مانند آن از چیزهایی که شکار دوست دارد قرار می‌دهند پس شکار وارد تله می‌شود و گرفتار می‌گردد (و این همان نرمی و جاذبه درونی است که باعث کشاندن و نزدیک کردن طعمه به سمت دام می شود) جمع آن می شود مَصالی(مثل مفاتیح)
💫در حدیث آمده: برای شیطان دام‌ها و مصالی است.
این ریشه در مورد به هلاکت انداختن انسان با نیرنگ و فریب نیز به کار رفته است.
● صَلَیْتُ فلانًا: با او مدارا کردم(ظاهرا نرم رفتار کردم) یا برای او کاری ترتیب دادم که با آن علیه او حیله کنم و او را به هلاکت بیندازم
🌀از کاربردهای دیگر این ریشه می توان به صَلا اشاره کرد:👇
🔸صَلا به سستی و نرمی طرف راست و چپ از دُبُر اسب 🐎و شتر 🐪و دیگر چهارپایان گفته می شود؛ یعنی دو طرفِ دنبالچه که امکان می دهد شتر و مانند آن دم خود را به دو طرف تکان دهد.‌تثنیه آن می شود صَلَوانِ و صَلَوَینِ.
سست شدن و نرم شدن ناحیه صلا که محاذات دنبالچه است؛ نشانه قریب الوقوع بودن زایمان در اسب و شتر و مانند آن است.
در انسان نیز صَلَوَین به زیر سرین دو طرف یا دو بلندی دُبُر (باسن، کفل، نشیمنگاه) گفته می شود که در عین نرمی برجسته است.
‼️نکته:
در انسان استخوان دنبالچه یا عَصْعَص به زائده دم مانند انتهای ستون فقرات گفته می شود که بقایای دُم از بین رفته است.
🔸اِصْلاء (ریشه واوی) مصدر از باب اِفعال بوده (اِصْلاو⇦اِصْلاء) به معنی سست شدن و فروهشته شدن صلای اسب و شتر و.. .و نزدیک شدن زایمان است.
🔸مُصْلِیَة اسم فاعل از باب افعال بوده و به ناقه ای گفته می شود که صلای آن سست و فرو هشته شده باشد که به دلیل پایین آمدن بچه در لگن است و نشان می دهد ناقه آماده زایمان است.
● أَصلت الناقة فهی مُصْلیَةٌ: صلای ناقه سست شد پس آن مصلیه است.
●أَصْلَت الفرس: یعنی (دو سوی صَلای) اسب سست شد
●صَلِیَتِ النّاقَةُ صَلاً: فرو هشته گردید (میان پشت) شتر ماده
و چون این حالت در حیوان ماده نشانه نزدیک شدن و آمادگی برای زایمان است از آن معنای نزدیک شدن و آماده شدن برداشت شده است.
● ️صلیت الحَیَّةُ: مار آماده پرش و حمله شد
معنای دیگر این ریشه، بر پشت یا ناحیه دُم و دنبالچه زدن است که در حیوانات باعث راندن و به حرکت در آمدن آنها می شود.
● صلا صلواً فلاناً: زد وسط پشت او را (بر دنبالچه او زد)
● صَلَّی الحِمارَ: راند ماده خر را و در آورد به راه (به صلای ماده خر زد)
🌀 یکی از کاربردهای مهم این ریشه در مورد دعا و نماز است.
از معنای «نرمی درون و رخاوت» به صورت مجازی، معنای «خشوع و نرمی باطن» گرفته شده است که نمونه بارز آن در نماز خواندن و دعا کردن دیده می شود.از معنای «پیوستن» نیز انعطاف و توجه و رو کردن به سوی خدا گرفته می شود که باعث نزدیکی و اتصال به خدا می شود.
این توجه و انعطاف دو طرفه بوده با رحمت و توجه خداوند نسبت به بنده همراه است:👇
🔸صَلاة یا صَلوة بر وزن فَعَلَة (صَلَوَة ⇦صَلاة) بوده (مثل زکاة از ریشه زکو) اصل آن به معنی دعای خیر است جمع آن می شود صَلَوات.
صلاة علاوه بر دعا و نیایش به معنای درود و تحیّت، رحمت، مغفرت، ثنای نیکو، تبریک و تمجید و نماز است و جمع آن می شود صَلَوات به معنای دعاها، درودها، نمازها
🛐 به نماز از آن رو صلاة گفته می شود که شامل دعا و ثنای نیکوی پرورگار است و به علاوه دارای رکوع و سجود است که نماد فروتنی و خشوع و تضرّع در برابر خداوند است.
‼️نکته:
️صَلا یا ناحیه پشت در حالت رکوع و سجود، بالا برده می شود و برخی واژه صلاة را بر گرفته از حالات ظاهری نماز و حرکات این ناحیه می دانند.
📚 در برخی منابع نماز یا صلاة را از ریشه [صلی] گرفته اند:👇
صَلَّيتُ العود: چوب را نرم کردم؛ زیرا نمازگزار دارای نرمی و عطوفت است و با خم شدن در برابر خداوند به دعا و عبادت می پردازد و سعی در تعدیل ظاهر و باطن خود دارد؛ مانند چوبی که بر آتش عرضه می شود و نرم و خم می شود؛ و به علاوه بنده با انجام عبادات به خداوند نزدیک شده و شدت قرب موجب وصال و سوختن او در آتش عشق الهی می شود.
🔸صَلاة یا صَلوة به کنیسه یا معبد یهودیان نیز گفته می شود. برخی اصل آن را برگرفته از «صلوتا» یا نماز در زبان آرامی می دانند و تسمیه آن را از باب محل به حال دانسته اند.جمع آن می شود «صَلَوات»
💠 در اصطلاح دینی، صلوات به درود خاص بر پیامبر اسلام و اهل بیت او گفته می شود و به این صورت است:👇
«اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد»

صلوات فرستادن از شعائر دینی شمرده شده فلسفه آن شامل درخواست رحمت برای پیامبر و اهل‌ بیت و بزرگداشت یادو نام آنان و پیروی از سنت‌ ایشان است.
🔸تَصلیة مصدراز باب تفعیل بوده به معنای نماز گزاردن، دعا کردن و درود فرستادن است.
این باب معمولا هر گاه همراه حرف جرّ «عَلی» به کار رود به معنای ثنا و تمجید و توجه و رحمت است و هر گاه همراه لفظ «إقامه» به کار رود به معنای نماز است.
● صلّ علیهم:برای آنان دعا کن

🔰وَلا تُصَلِّ عَلی أحَدٍ مِنهُم ماتَ أَبَداً وَلا تَقُم عَلی قَبرِهِ ...
در آیه فوق با توجه به کیفیت نماز میّت می توان دریافت که این نماز شامل تحیت و ثنا و دعاست و با کیفیت نمازهایی شامل رکوع و سجود و... متفاوت است.
🔸المُصَلِّی، مُصَلٍّ:اسم فاعل بوده به معنای صلوات فرستنده، دعا کننده و نماز گزارنده است، جمع آن می شود مُصَلِّین
🌀از کاربردهای دیگر این باب در مورد اسبهای مسابقه است👇
🔸مُصَلِّی به اسب دوم مسابقه گفته می‌شود که پس از اسب اول (سابق یا پیشتاز) می‌آید چون سرِ این اسب در پشت صَلَوَین اسب پیشتاز قرار می‌گیرد گویا عن قریب است که به اسب پیشتاز برسد یا از او جلو بزند.
●صَلَّى الفرسُ الفرسَ السابقَ:اسبِ پیرو به دنبال اسب پیشتاز آمد.
از این رو برخی منابع پیروی کردن و دنباله روی کردن را نیز از معانی این ریشه دانسته اند.
📚در برخی تحلیل‌های لغوی واژه صلاة با مفهوم پیروی مرتبط دانسته شده چنان‌که در تعبیر مُصَلّی(اسبِ دوم مسابقه که در پیِ اسب اول حرکت می‌کند) دیده می‌شود؛ زیرا از نظر ظاهری در حالت رکوع و سجود حالت مأموم نسبت به امام جماعت همانند حالت اسب مصلّی نسبت به سابق است. از جنبه باطنی و معنوی نیز نمازگزار در حقیقت پیرو و دنباله رو فرد اول و راهنمای خود است.
این قاعده در مورد نماز جماعت صدق می کند و باید گفت که مبنای نماز در اسلام نیز به صورت جماعت بوده و پیامبر اکرم از ابتدای تبلیغ اسلام، نماز را به صورت جماعت برپا می کردند.
💠 رابطه نماز و ولایت:
✨باید گفت حقيقت صلوات، صلواتی است كه خدا به نبی اكرم می فرستد که همان توجه و عنايت و اعطاء به نبی اكرمﷺاست و نوری است كه به حضرت می دهند.
صلوات خدا مقدمه صلوات ماست و ما با اقرارو تسلیم آمادگی پیدا می کنیم تا آن نور در وجود ما نیزجاری بشود و آن حقيقت به ما هم عنايت شود.
نماز و عبادات در واقع تعظیم بر خداوند هستندو تعظیم خدای متعال از طریق تعظیم خلیفه اش واقع می شود که واسطه فیض است و به عقیده شیعی باطنِ نماز ولايت است و اگر در درون به امام اقتدا نکرده باشیم نماز از ما پذیرفته نمی‌شود✨
💫لذا فرمود:نحن‌ الصلاة في كتاب الله عز و جل
🔸مُصَلّیٰ اسم مکان بوده به معنای عبادتگاه و محل خواندن نماز است.مُصَلّیٰ معمولا مکانی در حومۀ شهر و در فضایی باز و وسیع بوده گنجایش جمعیت زیادی را دارد.مصلّیٰ به عیدگاه نیز گفته می شود که مردم در عید فطر و قربان در آن نماز می گزارند مثل عیدگاه شیراز:
⚜️بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را ⚜️
وحالا میپردازیم به مثال‌ های قرآنی این ریشه:

🔺️صَلاة:دعا، نماز، درود، رحمت؛ جمع آن ميشود صَلَوات

🌿 مثال:أُولَئِكَ عَلَيْهِم صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ: آنانند كه برايشان از جانب پروردگارشان درودها و رحمت است.

🌿مثال: فَإذَا اطْمَاأَنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَواةَ: و هرگاه آرامش یافتید، نماز را به پا دارید.

🌿مثال:لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ:صومعه ها و كليساها و كنيسه ها ويران می گردد.

🌿مثال: کُلٌ قَدْعَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبیحَهُ:و همه آنان نيايش و تسبيح خود را ميدانند.

🔺️تَصْلیة: نمازخواندن، دعا کردن، درود فرستادن

🌿 مثال:وَصَلِّ عَلَيْهِمْ اِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ:و در حق آنان دعا كن كه دعاى تو مايه آرامش و تسلّى خاطر آنان است.

🌿مثال: هُوَ الَّذِی یُصَلّی عَلَیکُم وَ مَلائَكَتُهُ لِیُخرِجَکُم مِنَ الظُّلُماتَ اِلَی النُّورِ:اوست خدایی که همراه با فرشتگانش بر شما درود و رحمت میفرستد تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون ببرد.

🌿مثال: اِنَّ اللهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلّونَ عَلَى النٌَبِىِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا: همانا خداوو فرشتگان او بر رسول خدا درود می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود فرستید و کاملا تسلیم (فرمان) او باشید

🌿مثال:فَلاَ صَدَّقَ وَ لا صَلَّى: که حق را تصدیق نکرد و نماز نخواند

🌿 مثال: اِذا دُعِیَ اَحَدُکُمْ اِلَی طَعامٍ فَلْیُجِبْ وَ اِنْ کَانَ صَائِماً فَلْیُصَلٍ: چون یکی از شما به طعامی دعوت شد اجابت کند و اگر روزه دار باشد ازبرای دعوت کننده دعا کند‌

🔺️مُصَلِّی:نمازگزار،درود فرستنده،جمع آن میشود مُصَلِّین

🌿مثال: قالوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلّينَ: می گویند ما از نمازگزاران نبودیم

 

♻️ خلاصه و جمع بندی:
√√ معنای معجم دو حرفی [صل] نوعی پیوستگی و انسجامِ دقیق همراه با نرمی و لطافتی در درونِ آن است؛ مانند اتصال و پیوندی که در صله رحم دیده می شود، در ریشه [وصل]
√√√ با افزوده شدن حرف سوم علّه به معجم دو حرفی، ریشه های [صلی] و [صلو] به دست می آیند که تداخل معنایی با یکدیگر دارند.
این ریشه ها عمدتا در دو حوزه معنایی:
🔴 ۱. آتش و عذاب
🔵 ۲. دعا و نماز
به کار رفته اند که در هماهنگی با معنای کلی معجم دو حرفی هستند؛ چرا که آتش عنصری است که در طبیعت همه را به دور خود جمع می کند (مؤلفه نزدیکی) به طوریکه در گذشته برای اعلانها از صَلا یا آتش استفاده می شد و به علاوه آتش خاصیت نرم کنندگی هم دارد.
از طرفی دعا و نماز نیز با نرمی و عطوفت و خشوع قلب همراه بوده باعث تقرب و نزدیکی به حق می گردد.
✳️ پس در مشتقات این ریشه ها نیز دو مؤلفه پیوستگی (ملازمت، همراهی، ارتباط نزدیک، اتصال) و نرمی (انعطاف، اثرپذیری) وجود دارد؛ مثل ملازمت با آتش یا صلاء که با آثاری همچون گرم شدن، پختن و کباب شدن، نرم شدن و خم شدن اشیاء و نیز فراخواندن و دعوت همراه است؛ و یا سستی و نرمی صلای شتر ماده که نشانه زایمان قریب الوقوع است؛ و یا نرمی و خضوع در صلاة که با انعطاف و توجه و نزدیکی به پروردگار همراه است و یا قرار گرفتن اسب مصلّی پشت صلای نرم اسب پیشتاز؛ و یا قرار گرفتن مُصلّین با خضوع و خشوع در پشت امام جماعت در فواصل نزدیک و اتصال با یکدیگر.
✔️ خلاصه معجمی دو ریشه:
1️⃣ [صلی]با افزوده شدن حرف علّه «ی» به آخر معجم دو حرفی، این ریشه دچار تنزّل معنایی شده، و با واژگانی همچون آتش، هم نشین شده و به وصل شدنی مذموم می انجامد (مثل وارد شدن در آتش و سوختن در آن)
2️⃣ [صلو]با افزوده شدن حرف علّه «و» به آخر معجم ثنائی، این ریشه ارتقاء معنایی یافته، و به وصل شدنی ممدوح اشاره می کند (مثل نزدیک شدن به خدا و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام با دعا و نماز)
✨اهمیت صلوات✨
هیچ دعائی در قلمرو عبادات اسلامی، به عظمت و اهمیت صلوات نیست و در قدرت اجابت هم دعائی برتر از این نیست تا آنجا که این دعا شاه کلید اجابت هر دعای دیگریست و لذا هر دعائی نهایتاً به صلوات منتهی می شود.
علت آن نیز همان طور که پیش تر گفته شد، مقام ولایت و واسطه فیض بودن پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام است و در واقع هر توجه و اعطا و عنایتی که از حق به پیامبر و ائمه ﷺ شود از طریق ایشان به پیروان آنان نیز می رسد و ما با توجه و اتصال به ایشان در واقع خواستار کسب فیض برای خود هستیم.
💠 برداشت عرفانی:
ریشه های «صلو» و «صلی» هر دو در «عرضه شدن و نزدیک‌ شدن» مشترک‌ اند، جز اینکه «صلاة» عرضه بر مقامی بلند و نورانی است، و «صَلی» عرضه بر آتش است؛ و تفاوت در حرف «یاء» است که بر پایین‌ بودن دلالت دارد.
تفاوت [صلو] و [صلی] در اینجا مانند تفاوت [نور] و [نار] است، یک عده به دنبال «نور» و «صلاة» اند و یک عده به دنبال «نار» و «صلاء»؛ یک عده نرمی و عطوفت و «صلاة» دارند و جزو «مصلّین» هستند؛ و یک عده قساوت قلب داشته اهل «صلاة» نیستند، پس به طور قهری وارد «صلاء» شده با «صال الجحیم» و «یصلی النار» نرم می شوند و یا اصلاح پذیر نبوده تا ابد ملازم آتش می گردند.

 

برچسب‌ها

مطالب مرتبط