سهو و عمد
سهو و عمد
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به دو ریشه متضاد هم [ س ه و ] و [ ع م د] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از: سهو و عمد
سهو معنای اصلی این ریشه، سستی و نرمی و آسان گرفتن چیزی و غفلت از آن است، در واقع می توان گفت این ریشه ترکیبی از (سهل + محو) است.
سهو معمولا به خطا و اشتباهی که ناخواسته و غیر عمد یا از روی بی توجهی و سهل انگاری صورت می گیرد، گفته می شود که بر دو قسم است:
۱- یکی مانند دیوانه ای که به شخصی توهین می کند.
۲- مثل کسی که مشروب می نوشد و عمل بدی انجام می دهد، بدون آنکه قصد انجام آن را داشته باشد.
اولی معذور است و
دومی به دلیل انتخاب مقدماتی که منجر به سهو شده است، مورد مواخذه قرار می گیرد. حالت دوم
را خداوند متعال نیز مذمّت فرموده است، آنجا که می فرماید: «فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ» یا «عَن صَلاتِهِم ساهون».
سهى اليه: یعنی با نگاه ساكن، در سکوت و بی توجهی و بدون قصد و اراده نگاه کرد. در این حالت، قلب و دل به چيزى غير از آنچه نگاه ظاهرى است، معطوف است و به اصطلاح حواسْ، پرت است.
سُهیٰ، نام ستاره
بسیار ریز و خفیّ در آسمان است که مردم بینایی خود را با آن امتحان می کنند.
مُساهاة، مصدر از باب مفاعله بوده به حسن معاشرت گفته می شود که با غفلت و چشم پوشی از لغزش دیگران و آسان گرفتن کارها و مهربانی همراه است. معنای دیگر آن، غافلگیر کردن و به نهایت نرساندن شادمانی و عشرت است.
سَهْوَة، به ماده شتر
رام و نرمْ رفتار، گفته می شود. سَهوَة همچنین به محل کوچکی مثل گنجینه و پیش دالان و سراپرده ی فنای خانه گفته می شود که مورد توجه نیست.
ساهِی: اسم فاعلی از این ریشه بوده، یعنی آنکه از کاری غفلت ورزد و فراموش کند و دلش جای دیگری باشد؛ جمع آن می شود > ساهون
یکی از کاربردهای واژه سهو در قرآن، در مورد نمازگزاران است که منظور از آن، سستی و سهل انگاری و بی توجهی در نماز است. مثل کسانی که اوقات
نماز را سبک می شمارند و آن را در اوّل وقت ادا نکرده به تاخیر می اندازند؛ و یا اهمیت نماز را به درستی درک نکرده و آداب و ارکان و شرایط آن را به درستی به جا نمی آورند و نماز را ضایع می کنند؛ یا نماز را از روی کسالت و ریاکاری به جا می آورند و یا به طور کلی آن را ترک می کنند.
این عمل در قرآن مذمت شده که نشاندهنده کوتاهی و تقصیر است.
√ در واقع همانگونه که سهو مقدمه خطا است، عدم مراقبت و بی توجهی و بی اعتنایی نیز مقدمه سهو بوده و قابل مذمّت است.
√ از لحاظ فقهی، اصطلاح سهو در نماز، یعنی غفلت کردن نسبت به چیزی که از اجزای نماز است. سجده سَهو، دو سجده پس از نماز واجب، برای جبران برخی اشتباهات در نماز است. و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
ساهی: غافل، سهل انگار، جمع آن می شود > ساهون
مثال: ٱلَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ: آنان که از نمازشان غافلند
مثال: ٱلَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ: همانان كه در غفلت و بی خبری غرقند.
عمد معنای اصلی این ریشه، قصد و عزم و اراده است که رکن و اساس و مایه تداوم هر چیزی است. در واقع این ریشه ترکیبی از (عزم + مدّ) است.
عَمْد، یعنی کاری را از روی اراده و خواست قلبی انجام دادن؛ بنابراین به آن توجه و اهتمام کافی شده و دارای اساس و استحکام است؛ بر خلاف کاری که ناخواسته یا سهواً انجام شده باشد که اهتمام کافی به آن نشده و سهل و سست است. عَمداً و تعمّداً، یعنی اختیاری و ارادی یا از روی قصد و نیت.
عَمید، به معنای رئیس و پیشوا و پشتیبان است.
عُمْدَة، به معنای موضوع اصلی، پایه، ستون و رکن است.
عِماد، به معنای ستون، پایه و تکیه گاه است. به بنای بلند نیز عِماد گفته می شود که "الف" در آن نماد رفعت و بلندی است
عَمود، به چوب وسط خیمه گفته می شود که مایه ثبات آن است.
√ عمود، به عصای چوبی یا آهنی که انسان به آن تکیه می کند نیز اطلاق می شود.
√ الصَّلاةُ عَمودُ الدِّین: یعنی نماز رکن اصلی دین است.
اِعْتِماد، مصدر از باب افتعال بوده به معنای اعتبار، اطمینان و تصدیق چیزی و تکیه کردن بر آن است.
تَعَمُّد، بر وزن تفعُّل، مصدر از این ریشه بوده به معنای از روی عمد کاری را کردن است. مُتَعَمِّد، اسم فاعلی از این ریشه بوده به معنای قصد کرده و مصمّم است.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
عِماد: پایه، ستون، جمع آن می شود > عَمَد
مثال: فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ: در ستونهايى بلند و كشيده
مثال: إِرَمَ ذَاتِ ٱلْعِمَادِ: همان ارم، شهرى كه بناهاى ستون دار داشت
مُتَعَمِّد: از روی عمد
مثال: وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَٰلِدًا فِيهَا: و هر كس مؤمنى را از روى عمد بكشد، كيفرش دوزخ است كه در آن جاودانه خواهد ماند
تَعَمُّد: از روی قصد و عمد کاری را کردن
مثال: وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَآ أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا: و در آنچه كه اشتباه كرده باشيد گناهى بر شما نيست بلكه [گناه آن است] كه دلهاى شما قصد كند و خداوند آمرزندۀ مهربان است.