کلیدواژه: نسیان

کلیدواژه: نسیان

کلیدواژه: نسیان

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به سه ریشه [ ن س ی ] و [ ن س أ ] و [ ن س و ] صحبت کنیم که تشابه لفظی و معنایی با یکدیگر داشته و در تمام آنها مفهومی از تأخیر وجود دارد.

⚠️ به جهت آنکه حرف سوم این ریشه ها از حروف عله و همزه تشکیل شده است، می توانند قلب به یکدیگر شده و با هم تداخل ♻️ داشته باشند.

🔑کلید واژه ما عبارتست از:

نسیان

1️⃣ ریشه [ نسی ] معنای اصلی این ریشه، از یاد رفتن آنچه که قبلا معلوم بود و ترک و اعراض از چیزی است؛ در مقابل ذکر به معنای یاد آوری.

√این ریشه در مطلقِ روگردانی از چیزی که قبلا مورد توجه بوده نیز به کار می رود.

✔️🤦‍♂️ نسیان می تواند به سه حالت باشد:

۱- فراموشی و غفلت طبیعی، مثل فراموش کردن ماهی 🦈در داستان حضرت موسی و خضر.

۲- در اثر اشتغال ذهنی به امورات خلاف موضوع ذکر، مثلا اشتغال زیاد به امور دنیوی 💰 باعث انصراف قلبی و اعراض باطنی از امور معنوی و توجهات الهی می شود.

۳- حصول حالت فراموشی از روی اختیار و تعمّد، مثل فراموش کردن بنده، ذکر خدا و آیات الهی و روز جزا را، که در نتیجه ی ضعف اعتقادی و اخلاقی و فساد و کدورت و پوشیده شدن قلب است که منجر به روگردانی خدا از او و ترک توجه و رها کردن او می گردد، که از آن به فراموشی خدا تعبیر می شود.

🔸نَسْی و نِسْیان مصدر از این ریشه بوده به معنای فراموشی هستند.

🔸نِسْی و نَسْی: به هر چیز حقیر و ناچیز که به آن توجهی نمی شود و باید فراموش شود، گفته می شود.

🔸 نَسِیّ بروزن فَعیل، صفت مشبه بوده به معنای فراموش کار است.

🔸مَنْسِیّ (مَنْسوی⇦مَنْسِیّ) اسم مفعولی از این ریشه بوده به معنای فراموش شده است. و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺نَسِیَ: فراموش کردن

🌿مثال: رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا: پروردگارا اگر ما فراموش كرديم يا خطا نموديم ما را مؤاخذه مكن

🌿مثال: وَٱذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ: و هرگاه فراموش كردى خدا را ياد كن

🔺نَسْی: فراموشی، فراموش شدنی

🔺مَنْسِیّ: فراموش شده

🌿 مثال: وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا: و به كلى فراموش می شدم.

🔺نَسِیّ: فراموش کار

🌿مثال: وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا: و پروردگار تو فراموش‌كار نيست

2️⃣ ریشه [ نسأ ]

معنای اصلی این ریشه تاخیر انداختن یا عقب افتادن است مثل تأخیر در اجل یا تأخیر در پرداخت پول کالا در معامله (نسیه بردن) یا عقب راندن شتر. √در تاخیر، مفهوم دفع کردن و کنار زدن نیز وجود دارد.

⚡️تذکر:

بین این ماده و ماده [نسی] اشتقاق اکبر وجود دارد چون نسیان یا فراموشی نیز با تاخیر ملازمت دارد.

🔸مِنسَأَة، بر وزن مِفْعَلَة (مثل مِکْنَسَة) اسم آلت از این ریشه بوده به عصای بزرگی گفته می شودکه با آن اشیاء را عقب می رانند یا دور می کنند.

√ به عصا از این رو منسأة گفته می شود که بلند و طولانی بوده باعث راندن چیزی یا تأخیر آن می شود.

مِنْسَأة بزرگتر از عصا بوده استفاده عام دارد و هم برای اتکا و هم دفع چیزی به کار می رود

🔰 در داستان حضرت موسی، لفظ عصا به کار رفته چون حضرت موسی با آن، درختان را می تکانده تا برگهایشان بریزد و گوسفندان از آن بخورند و با آن گوسفندان را هش میکرده و در آن نوعی رحمت و مهربانی است؛ ولی در داستان حضرت سلیمان، منسأة به کار رفته، چون حضرت سلیمان با آن، جنّیان را به کار سوق می داده و یا می رانده و در آن نوعی تحکّم وجود دارد و نیز در معنی آن نوعی تأخیر وجود دارد، چون حضرت سلیمان به آن تکیه داده و بعد از مرگش باعث تأخیر افتادن او شد.

🔸نَسیء بر وزن فعیل اسم مصدر از این ریشه بوده به معنای تاخیر انداختن چیزی و دیر شدن از وقت آن است.

نَسیء همچنین صفت مشبه از این ریشه بوده به ماهی که حرمتش تاخیر انداخته شده گفته می شود.

★رسم عرب جاهلی این بود که وقتی می خواستند در یکی از ماههای حرام جنگ کنند موقتا حرمت آن ماه را برداشته به ماهی دیگر می دادند و آن ماهی را که حرمتش را برداشته بودند، نَسیء می گفتند★

🔸نَسِیئَة به معنای نسیه یا تاخیر در پرداخت ثمن معامله است.

🔸نَساء به درازی عمر، یا اجلِ تأخیر داده شده گفته می شود. و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺 نَسیء: تاخیر، جابجا کردن ماههای حرام

🌿 مثال: إِنَّمَا ٱلنَّسِيٓءُ زِيَادَةٌ فِي ٱلْكُفْرِۖ يُضَلُّ بِهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلُّونَهُۥ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا: به تأخيرافكندن ماه‌هاى حرام، افزونى در كفر است و موجب گمراهى كافران است آنان يك سال آن ماه را حلال مى‌شمردند و يك سال حرام

🔺مِنْسَأَة: عصا

🌿 مثال: فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ ٱلْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَىٰ مَوْتِهِ إِلَّا دَآبَّةُ ٱلْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ: و چون مرگ سليمان را مقرر كرديم كسى مردم را از مرگش آگاه نكرد مگر موريانه‌اى كه عصاى او را خورد

3️⃣ ریشه [ نسو ]

این ریشه، در اصل عربی نبوده و از زبانهای آرامی و سریانی و عِبری وارد این زبان شده است.

ریشه [نسو] برای نامیدن زنان به کار می رود و با ریشه [نسأ] به معنی تاخیر، تشابه لفظی و معنایی دارد؛ چرا که در زنان به لحاظ قدرت و عمل و استطاعت بدنی، نسبت به مردان تاخّر وجود دارد و نیز در حاملگی، عادت ماهیانه زنان به تاخیر می افتد.

√ معنای دیگر این ریشه، رها کردن و ترک است. شاید علت این نامگذاری کناره گرفتن از زنان در زمان عادت ماهیانه باشد.

√ در این ریشه، معنای پنهان بودن نیز نهفته است؛ چون زنان، به لحاظ عفیف و پاکدامن بودن، پنهان و دور از دسترس مردان هستند و به اصطلاح، عقب بوده و در معرض و جلوی دید نامحرم نیستند.

⚠️ نکته: نَسُو، در زبان فارسی نیز به معنای نرم و لطیف و ساده و هموار و لغزنده است در مقابل درشت و خشن، که با لطیف و پنهان بودن (لطافت زنانگی) و کلمه نسا در زبان عربی ارتباط و همخوانی دارد. نَسا در زبان فارسی، به سمت جنوب و قسمتی از کوه یا هر جایی که آفتاب به آن نمی خورد گفته می شود و عبارت "دختر آفتاب مهتاب ندیده!" نیز اصطلاحی است که در مورد دختران با حجب و حیا به کار می رود و از این نظر نیز ارتباطی با این کلمه و زنان وجود دارد.

﴿منیژه منم دخت افراسیاب برهنه ندیدی رخم آفتاب﴾

🔸نِساء، نُِسْوَة و نِسْوان، هر سه اسم جمع برای زنان هستند.

🔸 نساء به واسطه وجود حرف «الف» در آن دلالت بر رفعت و عزّت و کرامت دارد.

🔸نِسْوَة یا نُسْوَة به واسطه وجود حرف «واو» در آن، دلالت بر سُقم و مرض و علت دارد و در موارد تحقیر و اهانت به کارمی رود.

🔰 واژه نسوة در قرآن کریم، در مورد زنان مصری در داستان حضرت یوسف به کار رفته است که به جهت اقوال و اعمال ضعیف و شنیع ایشان با این لفظ مورد خطاب قرار گرفته اند. √ گاهی کلمه نساء فی نفسه برای اشاره به مطلق زنان، بدون تحقیر یا تعظیم به کار می رود.

🔸نَسا (بر وزن عَصا) به عصب سیاتیک گفته می شود که در آن «الف» منقلب از «واو» است ( نَسَوْ ⇦ نَسا)

🔸عِرقُ النَّسا یا عِرق النِّسا، که نام عربی عصب سیاتیک است، طولانی ترین عصب بدن است که از مهره های کمری خارج شده از باسن و پشت ران به ساق و انتهای پا می رسد. علت این نامگذاری نیز مسیر طولانی و با تاخیر این عصب و عقب قرار گرفتن و پنهان بودن آن است. تثنیه آن می شود: نَسَوان و نَسَیان و جمع آن می شود: اَنساء. ‌

✖ فصیح تر آنست که نسا گفته شود نه عرق النسا.

عِرق النسا همچنین نام دارویی است که برای تسکین انواع دردهای مفصلی به کار می رود. و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺 نساء: زنان

🌿 مثال: يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ: اى زنان پيغمبر شما مانند ديگر زنان نيستيد

🔺نِسْوَة: زنان

🌿مثال: وَقَالَ نِسْوَةࣱ فِي ٱلْمَدِينَةِ ٱمْرَأَتُ ٱلْعَزِيزِ تُرَٰوِدُ فَتَىٰهَا عَن نَّفْسِهِ: و زنانى در شهر گفتند: زن عزيز مصر قصد مراوده با غلام خويش داشته است

برچسب‌ها

مطالب مرتبط