کلیدواژه: نقاب

کلیدواژه: نقاب

کلیدواژه: نقاب

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به ریشه [ ن ق ب ] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
نقاب
معنای اصلی این ریشه، ایجاد شکاف یا سوراخ نافذی است که در چیزی ضخیم ایجاد می‌شود و تا انتهای ضخامت آن پیش می‌رود، مانند رخنه و شکاف دیوار یا دالان و گذرگاه زیر زمینی.
فعل این ریشه نیز به معنای سوراخ کردن و حفره ایجاد کردن، کند و کاو کردن، راه باز کردن و سِیر کردن است.
✔️ کندو کاو می تواند:
‌‌‌● هم در امور مادی ‌⇦ حفاری و کنده کاری ● و هم امور معنوی ⇦جستجو و تحقیق و کاوش باشد.
🔸نَقْب به معنای سوراخ یا راه است. نقب همچنین به راهی گفته می شود که پنهان از چشم مردم و محافظان در زیر زمین تعبیه می کنند تا از طریق آن به جای مورد نظر داخل شوند و چیزی بدزدند.جمع آن می شود اَنقاب.
‌√ نَقْب زدن یعنی به قصد غارت خزینه ای یا دزدی از خانه ای یا گشودن حصاری، راهی در زیرزمین تعبیه کردن و از آن راه، مخفیانه به خزینه یا خانه یا حصار، رخنه کردن و داخل شدن.
🔸مَنْقَبَة بر وزن مَفْعَلَة اسم مکان بوده به راه باریک در کوه و راه تنگ میان دو خانه گفته می شود.
🔸مَنْقَبَة (مَنقَبَت) همچنین مصدر میمی بوده (مثل مَرْحَمَت) در معنای صفات نیکو و اخلاق پنهانی یک فرد است که اعمال پسندیده، آن‌ها را آشکار می‌کند.
وجه تسمیه این واژه به خاطر نفوذ و تأثيرى است كه در مردم دارد و يا طريق را براى ترقى صاحبش مى‌گشايد.وقتی می‌گویند: نَقَبَ في القوم یعنی در میان قوم نفوذ کرد و جایگاه پیدا کرد.از این ریشه، مفهوم دستیابی به جایگاه و رسیدن به عمق ارزش شکل گرفته است.
جمع آن می شود مَناقب.
💠 مناقب همچنین به آنچه که در مدح کمالات و فضائل چهارده معصوم علیهم السلام گفته یا سروده می شود، اطلاق می شود.
🔸تَنْقیب: مصدر از باب تفعیل بوده به معنای کندو کاو، جستجو، پژوهش، ساخت و ساز، فتح کردن و باز کردن راهها، بسیار در شهرها گردیدن و گریزان رفتن است.
🔰 «نقّبوا فی البلاد»
که در قرآن کریم آمده معنى سير و حركت و به اصطلاح شكافتن راه و پيشروى است؛ و به معنى كشورگشايى و نفوذ و احاطه در مناطق مختلف نيز آمده است.
√ عبارت بالا شبیه «خرّقوا البلاد» است یعنی: سرزمین‌ها را شکافتند تا راه فراری بیابند.
کاربرد این ریشه در قرآن نشاندهنده مبالغه و کثرت در گشتن در سرزمینها و نفوذ در آنها و به اصطلاح زیر و رو کردن آنهاست یعنی آنقدر در آن سرزمینها پا زدند که نزدیک بود آن را سوراخ کنند.
همان طور که در جای دیگر قرآن هم آمده: ﴿وَأَثَارُوا الْأَرْضَ﴾ :یعنی زمین را شخم زدند، زیرورو کردند، سفر کردند.
📍کاربرد مجازی معانی ای از این دست در زبان فارسی هم مصطلح است؛ مثلا وقتی کسی زیاد به چیزی سر می زند و جستجو می کند اصطلاح "شخم زدن" را به کار می بریم یا وقتی زیاد به جزئیات چیزی می پردازد و وسواس به خرج می دهد اصطلاح "متّه به خشخاش گذاشتن" را به کار می بریم.
🔸نقیب یعنی رئیس و رهبر قوم که از احوال و وضع قوم مطلع است گویی بر اسرار آنها نقب زده و در درون آنها نفوذ می کند.
جمع آن می شود نُقَباء.
🔸مِنْقَب بر وزن مِفْعَل، اسم آلت بوده به متّه گفته می شود.
🔸نِقاب به روبند گفته می شود به این دلیل که در آن سوراخهایی برای چشم‌ها باز می‌شود.
🔸نُقْبَة به بیماری گال یا جَرَب گفته می شود.عامل این بیماری نوعی کنه است که به داخل پوست نفوذ کرده و تونلهایی در زیر آن حفر می کند.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺نَقْب: سوراخ کردن، شکافتن

🌿 مثال: فَمَا ٱسْطَٰعُوٓاْ أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا ٱسْتَطَٰعُواْ لَهُ نَقْبًا: پس نتوانستند از آن سدّ بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند

🔺تَنقیب: سوراخ کردن، راه باز کردن، سیر کردن

🌿 مثال: وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُواْ فِي ٱلْبِلَٰدِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ: و چه بسيار نسل‌هايى را كه پيش از ايشان هلاك نموديم كه از آنها قوى‌تر بودند و در شهرها رخنه كردند آيا [از قدرت خدا] گريزى هست‌؟

🔺نَقیب: سرپرست

🌿مثال: وَلَقَدْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسْرَـٰٓءِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ ٱثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا: و خداوند از بنى اسرائيل پيمان گرفت و از میان آنها دوازده سرپرست برانگيختيم

برچسب‌ها

مطالب مرتبط