کلیدواژه: نقض

کلیدواژه: نقض

کلیدواژه: نقض

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به دو ریشه مشابه [ ن ق ض ] و [ ن ک ث ] صحبت کنیم و کلیدواژه ما عبارتست از:
نقض
1️⃣ ریشه [ن ق ض]معنای محوری این ریشه گسستگی و از هم پاشی چیزی است که پیوند درونی اجزایش محکم بوده است و می تواند:

√ مادی باشد از قبیل بازشدن تارهای بافته یا طناب، باز شدن گره، باز شدن اتصالات ساختمان و فرو ریختن آن.

√ یا معنوی باشد مثل نقض عهد یا شکستن پیمان و نقض طهارت یا باطل شدن وضو.
🔸نَقْض مصدر از این ریشه بوده در مقابل اِبرام (پا فشاری و تاکید و محکم کردن) قرار می گیرد و به معنای گسستن و شکستن و باطل کردن است.
√ نقض غرض به معنای خلاف مراد یا مقصود است.
🔸اِنْقاض مصدر از باب اِفعال بوده به معنای گرانبار ساختن، در هم شکستن استخوان و باز کردن ریسمان است.
«اِنقاضِ ظَهر» به معنای شکستن پشت است و کنایه از سنگینی و تحمل فشار زیاد بر پشت یا بار سنگین مسؤولیت است.
🔸نَقیض بر وزن فَعیل، به معنای مخالف و مقابل است.
نقیضان، تثنیه نقیض بوده به دو امر ممتنع که اجتماع آنها ممکن نباشد، گفته می شود.
ضد و نقیض: ‮‮به عناصر ناسازگار يا ناقض يكديگر گفته می شود.
🎼 «النقيض» به صدایی که در اثر لغزش و فشار سنگین بر چیزی ایجاد می شود گفته می شود مثل صدای تق تق ناشی از حرکت مفاصل زانو و انگشت و کتف، گویا پیوندهای آن لحظه‌ای گسسته می‌شود و یا صدای خش خش و جیر جیر ناشی از نشستن بر روی تخت و یا صدایی که در اثر تحمل بار سنگین بر پشت شنیده می شود، گویا اتصالات فقرات از هم باز می شود.
🔸تَناقُض مصدر از باب تفاعل بوده به معنای مغایر و مخالف هم بودن است.
√ مُتناقض اسم فاعلی از این باب بوده به معنای مخالف و ناسازگار است.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺نَقَضَ: باز کردن، از هم گسستن، شکستن

🌿 مثال: وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَٰثًا: و مانند زنى نباشيد كه رشته‌اش را پس از استوار [ساختنش] پاره پاره [از هم] گسست

🌿 مثال: ٱلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ ٱللَّهِ وَلَا يَنقُضُونَ ٱلْمِيثَٰقَ: همانان كه به عهد خدا وفا مى‌كنند و پيمان [خدا] را نمى‌شكنند

🌿 مثال: وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ ٱللَّهِ إِذَا عَٰهَدتُّمْ وَلَا تَنقُضُواْ ٱلْأَيْمَٰنَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا: و به پيمان خدا - چون عهد بستيد - وفا كنيد و سوگندها را پس از استوار ساختنش مشكنيد

🔺نَقْض: شکستن

🌿 مثال: فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَٰقَهُمْ لَعَنَّـٰهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَٰسِيَةً: پس به[سزاى] پيمان‌شكنى‌شان آنان را از رحمت خويش دور داشتيم و دلهايشان را سخت گردانيديم

🔺اِنقاض: شکستن

🌿 مثال: ٱلَّذِيٓ أَنقَضَ ظَهْرَكَ: همان بار گرانى كه پشتت را شكست

2️⃣ ریشه [ن ک ث]معنای محوری این ریشه عبارت است از: باز کردن، گشودن یا پراکنده کردن چیزی که بسته و به هم پیچیده است؛ مانند باز شدن طناب یا نخِ تابیده یا ریش ریش شدن چوب مسواک.

🔸نِکْث به نخ کهنه ای از پشم یا کرک یا مو گفته می شود که آن را باز می کنند و از هم جدا و پرزدار می کنند تا دوباره بتابند و نخ ریسی کنند و جمع آن می شود اَنکاث به معنای باز شده ها یا تکه تکه ها.
🔰 در قرآن در این رابطه آمده: كالتی نقضت غزلها من بعد قوة انكاثا: مانند زنی که رشته‌ های تابیده خود را پس از استحکام، پاره‌پاره (باز) می‌کند (تا دوباره به صورت پشم پراکنده در آید)
✴️ نکته: مراحل نخ ریسی و تولید نسج در عرف عرب عبارتند از: 1. الغَزل: پشم یا مو را می‌ریسند (إبرام و إحكام).2. النَّسيج: از آن، لباس بافته می‌شود.3. خَلق النسيج: وقتی بافته فرسوده شد، آن را پاره‌پاره می‌کنند.4. النَّكث / الأنكاث: دوباره رشته‌های تابیده را می‌گشایند تا به حالت پشم پراکنده درآید.5. إعادة الاستعمال: گاهی آن را با صوف تازه می‌آمیختند، می‌زدند دوباره می‌ریسیدند و استفاده می‌کردند. این حالت اگر بعد از کهنگی رخ دهد، نوعی «إعادة التدوير» است و مقبول و طبیعی است.
👈 امّا نکته آیه: آیه نمی‌گوید زن بعد از کهنگی لباس یا حاجت به بازگشایی، نخ را گشود؛بلکه می‌فرماید نخ را در حال قوّت و سلامت بدون هیچ موجب، باز کرد. این کار، فساد محض و سفه خالص است. تشبیه قرآن نیز دقیقاً به همین مورد است:همان‌ طور که کار زن سفیه نابودی زحماتش است، نقض عهد و سوگند هم نابودی سرمایه اجتماعی و اخلاقی انسان‌هاست.
📚 در کتاب «معجم اعلام النساء فی القرآن الکریم» نقل شده است که این زن که در قرآن از او یاد شده، ریطه بنت عمرو القرشی زنی ساده‌لوح و دیوانه‌مزاج از اهل مکه بود که به او لقب خرقاء مکه داده بودند. او همیشه مشغول رشته‌بافی و غزل بود و وسایلی مانند دوک به طول یک ذراع، سناره به اندازه انگشت، و فَلكه‌ای بزرگ داشت. هر روز از صبح تا ظهر همراه کنیزانش رشته می‌بافت، اما پس از آن دستور می‌داد همان رشته‌ها را باز کنند و از نو پاره نمایند؛ این کار را بارها و بارها تکرار می‌کرد. این زن در تاریخ به نام ناقضة الغزل (زنِ پاره‌کنندهٔ رشتهٔ بافته‌شده) شناخته می‌شود.
✅ نكث طبیعی (بعد از خلق النسيج : إعادة التدوير)

❎ نكث مذموم (في حال القوة : فساد محض) شبیه ضرب المثل فارسی: «هر چه رشته بودم پنبه شد»
🔸ناکِث اسم فاعلی از این ریشه بوده به معنای پیمان شکن و بد عهد است.
√ به کسی که از متابعت امام خارج شود نیز ناکث می گویند زیرا بیعت خود را شکسته است؛ جمع آن می شود ناکثین.
✨در حدیثی از امیرالمومنین علیه السلام نقل است که فرمودند: اُمِرْتُ بِقِتالِ النّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَ الْمارِقینَ: مامورم به جنگ با بیعت شکنها و ستمگران و خوارج از دین برگشتگان✨
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺نَکَثَ: عهد شکنی کردن، باز کردن رشته ها

🌿مثال: إِنَّ ٱلَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ ٱللَّهَ يَدُ ٱللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَٰهَدَ عَلَيْهُ ٱللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا: همانا كسانى كه با تو بيعت مى‌كنند، در واقع با خدا بيعت مى‌كنند، دست خداوند بالاى دست آنهاست، پس هركس پيمان‌شكنى كند، به زيان خود پيمان مى‌شكند و هركس به آنچه با خداوند عهد بسته وفا كند، خداوند به زودى پاداش بزرگى به او خواهد داد🌿 مثال: فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ ٱلْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ: امّا هنگامى كه عذاب را از آنها برطرف مى‌ساختيم پيمان خود را مى‌شكستند

🌿 مثال: أَلَا تُقَٰتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُوٓاْ أَيْمَٰنَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ ٱلرَّسُولِ: چرا با گروهى كه قسم‌هاى خود را شكستند و در بيرون راندن رسول خدا كوشيدند، نمى‌جنگيد

🔺نِکْث: رشته از هم باز شده، جمع آن می شود اَنکاث

🌿 مثال: وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَٰثًا: و مانند آن زنى نباشيد كه رشتۀ خود را پس از محكم تابيدن از هم واكرد

♻️ خلاصه و جمع بندی:
💢 ارتباط و مقایسه دو ریشه‌ی [نكث] و [نقض] :
❇️ اصل واحد در ماده «نکث»، بی‌توجهی و خُلف و ترک کردن آن چیزی است که قبلاً برقرار شده مثل بیعتی که ترک می شود و قولی که عمل نمی شود؛ بدون الزام به ابطال و نقض رسمی آن.
❇️ اصل واحد در ماده «نقض»، توجه به ابطال چیزی است که محکم شده مثل قرارداد یا عهد و سوگند مؤکّد و یا غزل و ساختار محکم.
✔️ بنابراین «نکث» در مرتبه پایین تر و سبک تر و نرم تری نسبت به «نقض» قرار می گیرد.
🔰 شواهد قرآنی: «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ... فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ»
یعنی: آن‌که پیمان بیعت را بشکند و از آن عقب‌نشینی کند، این شکستن و برگشتن، به زیان خودش تمام خواهد شد. ما گفتیم: «نقض» یعنی از بین بردن و گشودن چیزی که استوار و محکم بسته شده است، و این معنا تنها زمانی تحقق دارد که پیمانی بسته و محکم شده باشد تا سپس بتوان آن را «نقض» کرد. اما در مورد «بیعت» یا «خرید و فروش» به هر شکل آن، «نقض» کاربرد مناسبی ندارد، بلکه واژۀ مناسب‌تر، همان «نکث» است؛ چرا که در اینجا مفهومِ برگشت، رها کردن و بی‌توجهی مد نظر است، نه از هم گشودنِ چیزی که محکم و منعقد شده است.
همچنین در این آیات:
«فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُمْ بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ»
«فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ»
در این موارد، چون ابتلاء به سختی و عذاب یا بلا، امری است که در آن عهد و پیمانی محکم و استوار نشده، واژۀ «نقض» کاربرد ندارد، بلکه واژه‌ی «نکث» مناسب‌تر است؛ چون نشان‌دهندۀ بازگشت، پشت کردن، ترک کردن و رهاسازی است.
اما در جایی که هر دو واژه (نقض و نکث) دربارۀ «سوگند» (أیمان) به‌کار رفته‌اند، مانند:
«وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا»
«وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ... أَلا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ»
در آیه‌ی نخست، واژه‌ی «نقض» به‌کار رفته، زیرا سخن از تأکید و استواری در سوگندهاست. اما در آیه‌ی دوم، واژۀ «نکث» آمده، چرا که سوگندها در اینجا به‌صورت مطلق آمده و حالت الزام و تحکیم در آن ذکر نشده است.

برچسب‌ها

مطالب مرتبط