کلیدواژه: منقذ
کلیدواژه: منقذ
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به ریشه [ ن ق ذ ] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
مُنقِذ
معنای محوری این ریشه، بیرون کشیدن و بازگرفتن چیزی از دست غیر و یا نجات دادن از محیط ابتلا و شر و گرفتاری است.
از مصادیق این ریشه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
√ رها کردن اسبی که از قومی دیگر گرفته شده گویی او را از شر ایشان رهایی داده ای
√ آزاد کردن اسیر.
√ بازپس گرفتن مال دزدیده شده.
√ نجات دادن غریق.
● نَقِذَ: نجات یافت (لازم)● نَقَذَ: نجات داد (متعدی)
این ریشه اگر به باب افعال و استفعال برود متعدی شده به معنای یاری کردن و نجات دادن خواهد بود.
√ معنای دیگر این ریشه نگه داشتن، اندوختن و پس انداز کردن است.
مِنْقَد یا مِنْقَذ: ابزاری است که با آن چیزی را بیرون میکشند یا نجات میدهند؛ جمع آن می شود مناقید یا مناقیذ.
مِنْقذ یا مناقیذ به منقار یا نوک (بالا و پایین) پرندگان هم گفته می شود که با آن مغز را از هسته بیرون می کشند.
نکته:حروف «د» و «ذ» هم آوا بوده در زبان عربی گاهی به جای هم به کار می روند.
√ در بعضی متون قدیم، مناقید به معنای راهها یا وسیلههای خلاصی هم آمده است.
نَقّاذ به گنجشک ریزه گفته می شود که با مناقید محکم خود شناخته میشود و قادر است هستهی بادام، هلو و گیلاس را بشکند و مغز آنها را بیرون بکشد.
اَنْقَد یا اَنْقَذ اسم جامد بوده در لهجه های قدیم به خارپُشت گفته می شود چون بدنش پر از خار است و خود را از دست شکارچیان نجات میدهد.
نکته: اَنْقَذ بر وزن اَفْعَل اسم تفضیلی نبوده بلکه اسم جامد حیوان است مثل اَرْنَب به معنی خرگوش یا اَبْلَق به معنی اسب سیاه و سفید یا خالدار.
مُنْقِذ اسم فاعلی از باب اِنقاذ بوده (مثل مُحسن، مُنجی) به معنای رهایی بخش، و نامی برای پسران است.
مُنْقِذ به نجات غریق هم گفته می شود.
مُرّة بن مُنْقِذ عَبدی از سپاهیان عمر ابن سعد در واقعه کربلا بود که اولین ضربه را با نیزه بر پیکر علی اکبر(ع) زد و در منابع تاریخی به عنوان قاتل او معرفی شده است.
مُنقِذُ الاُمَّة یا نجات بخش امت از القاب امام زمان علیه السلام است![]()
نَقيذ: معنای مفعولی داشته به آنچه كه از دست دشمن رهانيده شده گفته می شود مثل اسب و شتر که دشمن آنها را به تملک در آورده.
نَقیذة به سپر و زن شوهر دار هم گفته می شود به معنای گرفتنی و گرفته شده.[سپر ضربه را به خود می گیرد و باعث حفظ و نجات جان می شود، زن نیز از خانواده اش گرفته می شود]
نَقْذ مصدر از این ریشه بوده به معنی رهایی، نجات، سلامت و آرامش است.
اصطلاح «نقذك اللّه نَقْذاً» یعنی خدا تو را نجات دهد.
.. وان یسلبهم الذباب شیئا لا یستنقذوه...
در این آیه اشاره شده که اگر مگس چیزی از مردم برباید نمیتوانند آن را از او بازستانند.
در روایات مى خوانیم بت پرستان قریش بتهائى را که در اطراف کعبه گردآورى کرده بودند با مشک و عنبر و گاه با زعفران یا عسل مى آلودند و اطراف آنها نداى لبیک اللهم لبیک!..که بیانگر شرک و بت پرستى آنها و تحریف لبیک موحدان بود سر در مى دادند و این موجودات پست و بى ارزش را شریک خدا مى پنداشتند ولى مگسها مى آمدند و بر آنها مى نشستند و آن عسل و زعفران و مشک و عنبر را مى ربودند و آنها قدرت بر باز پس گرفتن آن نداشتندقرآن مجید همین صحنه را عنوان قرار داده براى بیان ضعف و ناتوانى بتها و سستى منطق مشرکان.
از نظر علمی نیز باید گفت که مگس ویژگیای دارد که میتواند غذا را بیرون از بدنش تجزیه کند. مگس دهان خود را از زیر سرش بیرون میآورد و به صورت لولهای درمیآورد برای گرفتن و مکیدن غذا سپس آنزیمی ترشح میکند تا غذا را تجزیه کرده و به مادهای مایع تبدیل سازد و آن را از طریق آن لوله بمکد.و این بدان معناست که اگر فرض شود انسان بخواهد از درون بدن مگس یا از دهانش چیزی را بیرون بیاورد آن دیگر همان چیزی که مگس گرفته نبود، بلکه چیزی دیگر و ترکیباتی تجزیهشده و دگرگون خواهد بود.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
اِنْقاذ: نجات دادن
مثال: ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ ءَالِهَةً إِن يُرِدْنِ ٱلرَّحْمَٰنُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَٰعَتُهُمْ شَيْئاً وَلَا يُنقِذُونِ: آيا غير خدا را پروردگار خويش قرار دهم كه اگر خداى رحمان بخواهد به من ضررى برساند، شفاعت آنان هيچ فايدهاى براى من ندارد و نمىتوانند مرا نجات دهند
مثال: وَ إِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ: و اگر بخواهيم، همگى را غرق مىكنيم که در این صورت فریادرسى ندارند و نجات داده نمی شوند
اِسْتِنْقاذ: رهایی دادن، باز گردانیدن، مسترد داشتن
مثال: وَ إِن يَسْلُبْهُمُ ٱلذُّبَابُ شَيْـࣰٔا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ: و اگر مگس چيزى از آنها بر بايد نمىتوانند آن را باز پس گيرند