کلید واژه: لحیم

کلید واژه: لحیم

کلید واژه: لحیم

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به ریشه [ ل ح م ] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
لحیم
معنای اصلی این ریشه به‌ هم‌ آمدن جرم غلیظ و نرم در میان اجزاء یک شیء و پیرامون آن است به‌گونه‌ای که آن را بپوشاند و باعث پیوستگی و هماهنگی اجزای آن شود؛ مانند گوشت بدن حیوان که سبب پیوستگی و در هم‌ تنیدگی اجزای بدن می‌شود و یا گوشت و مغز درون میوه که باعث پیوستگی بافت میوه می شود.از مصادیق دیگر این ریشه می توان به جوش دادن دو تکه فلز و به هم چسباندن آنها (جوشکاری یا لحیم کاری) و جوش خوردن و التیام زخم و به هم پیوستن تار و تاد پارچه اشاره کرد.
🔸لِحام یا لَحیم: چیزی است که با آن، تَرَک یا شکاف، به هم آمده و ترمیم می‌شود.
لَحیم همچنین به آلیاژی که با آن دو قطعه فلز را به ‌هم جوش می دهند و اتصالی که با این آلیاژ برقرار شده، گفته می شود.
لحیم بر وزن فَعیل همچنین صفت مشبه بوده به معنای پرگوشت و فربه است.
🔸لَحْم یا گوشت بافتی است که مانند لباس، استخوان‌ها را می‌پوشاند و به هم می‌چسباند تا بدن شکل بگیرد و حرکت اعضا تحقق یابد.جمع لحم می شود لُحوم.
⚠️نکته:
گوشت که به قسمت خوراکی بدن حیوان گفته می شود در واقع همان عضله ( Musle) یا ماهیچه است که قسمت اصلی گوشت را تشکیل می دهد و معمولا با مقداری چربی و استخوان و بافتهای دیگر همراهست؛ بنابراین گوشت اصطلاح عمومی تری نسبت به عضله است.
ضمنا ماهیچه همان عضله است که در اصطلاح کالبدشناسی به تمام انواع عضلات بدن اطلاق می شود که باعث انقباض و حرکت می شوند ولی در اصطلاح قصابی اختصاصاً به گوشت ساق 🍗و ساعد گاو و گوسفند گفته می شود.
🔸بیت لَحْم یعنی خانه ای که در آن گوشت قرار دارد یا گوشت خورده می شود.
بیت لحم همچنین کنایه از خانه هایی است که در آنها بسیار غیبت می شود چون کسی که غیبت می کند گویا گوشت مردار می خورد.
بیت لحم همچنین از شهرهای تاریخی فلسطین و زادگاه حضرت عیسی (ع) است.
‼️ واژۀ لحم‌ كه‌ در زبان‌ عربی‌ به‌ معنی‌ گوشت‌ است‌ در عبری‌ به‌ مفهومِ اخص‌ نان‌ و اعم‌ غذا آمده‌ است‌.
این شهر به سبب شهرت مزارع غلات آن در دورۀ باستان خانۀ نان 🥐 خوانده می‌شد.
🔹لَحَمَ: فرم متعدی فعل ثلاثی مجرد بوده به معنای لحیم کردن، چسباندن، جوش خوردن و التیام یافتن، گوشت خوراندن و گوشت را از استخوان جدا کردن است.
🔹 لَحِمَ: فرم لازم فعل بوده به معنای چسبیدن، ثابت و بی حرکت ماندن، در یک جا باقی ماندن، چاق و پرگوشت شدن است.
🔹 لُحِمَ: فرم مجهول بوده به معنای کشته شدن است (له شدن یا به گوشت و خون تبدیل شدن یا به زمین چسبیدن)
🔸لُحْمَه یا لَحْمَه به پاره ای از گوشت و پود پارچه نیز گفته می شود.
🔸لُحْمَة به قرابت و خویشاوندی میان صاحبان رحم هم گفته می شود که آنان را به هم نزدیک می کند گویا پاره تن یکدیگر و از یک گوشت و خون هستند.
🔸مَلْحَمَة به معرکه جنگ گفته می شود که در آن مردم به هم می آویزند و با هم گلاویز می شوند.
🔸تَلاحُم مصدر از باب تفاعل بوده به معنای به هم پیوستن، متصل شدن، به جان هم افتادن و باهم درگیر شدن است.
🔸اِلْتِحام مصدر از باب افتعال بوده به معنای اتحاد و اتصال، چسبیدن و التیام یافتن، در هم آویختن و گلاویز شدن (جنگ تن به تن) است.
🔸مُلْتَحِم اسم فاعلی از این باب بوده به معنای متصل است که مونث آن می شود ملتحمه به معنی لحیم‌شده، جوش‌خورده و به‌هم‌پیوسته‌.
🔸 نسج ملتحمه نسجی است که برای ارتباط و اتصال دیگر نسجها و اعضای بدن به کار می رود و در حقیقت رابط بین سایر بافتهاست و فاصله اعضا و انساج دیگر را پر می کند.
🔸ملتحمه (Conjunctiva) که به آن لَحْمیّه نیز گفته می شود طبقه اول بیرونی از هفت طبقه چشم 👁️ است که مماس هواست و غشای مخاطی نازک و شفافی است که سطح داخلی پلک‌ها را مفروش کرده و بخش پیشین سفیدی کره چشم یا صلبیه را می‌پوشاند و در لبه پلک به پوست و در وسط به قرنیه متصل می‌شود.
💢ضرب المثل:
" آفتابه خرج لحیم است"
در گذشته ثروتمندان آفتابه هایی از جنس طلا و نقره برای خود داشتند اما فقرا آفتابه هایشان حلبی بود؛ وقتی آفتابه هایشان در اثر زنگ زدگی یا ضربه سوراخ می شد آن را پیش حلبی ساز می بردند تا لحیم بزند و تعمیرش کند.این روند تعمیر آفتابه ادامه داشت تا اینکه دیگر جای سالمی روی آفتابه نمی ماند که آن را لحیم کاری کنند اینجا بود که تعمیرکاران می گفتند آفتابه خرج لحیم شده!یعنی هزینه لحیم کاری از ارزش خود آفتابه بیشتر شد‌ه.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺لَحم: گوشت، جمع آن می شود لُحوم

🌿مثال:...فَكَسَوْنَا ٱلْعِظَٰمَ لَحْمًا...: و بر استخوان‌ها گوشت پوشانديم

🌿 مثال: لَن يَنَالَ ٱللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَآؤُهَا وَلَٰكِن يَنَالُهُ ٱلتَّقْوَىٰ مِنكُمْ:گوشت و خون آنها به خدا نمى‌رسد؛ ولى پرهيزكارى شما به او مى‌رسد

برچسب‌ها

مطالب مرتبط