کلیدواژه: خاله
کلیدواژه: خاله
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به ریشه [ خ و ل ] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از: خاله اصل معنای این ریشه، بخشیدن و اعطا کردن همراه با تعهد و اداره کردن است مثل بخشیدن گاو و گوسفند که مستلزم نگه داری و تیمار کردن آنهاست و یا داشتن خدم و حشم و...که مستلزم اداره کردن آنهاست و یا داشتن مال و اموال که مستلزم نگهداری شایسته از آنهاست و یا سرپرستی خانواده که با مراعات حقوق آنها همراهست.
خَوْل مصدر از این ریشه بوده به معنای نیک نگه داشتن مال و مراعات کردن اهل خود است.
خالَ فعل ثلاثی مجرد از این ریشه بوده به معنای خوب مراقبت کردن، سرپرستی امور خانواده را بر عهده گرفتن، اداره دام و ستور، صاحب غلامان و کنیزان شدن و... است.
تَخْویل مصدراز باب تفعیل بوده به معنای واگذار کردن و اعطا کردن و دارنده مال و... کردن است.
خَوَلْ هرعطیه ای است که خدا از نعمتها و غلامان و کنیزان و خدم و حشم و گله گاو و گوسفند و اموال و دارایی و...به انسان می بخشد تا مالک و راعی و مراقب آنها باشد.
√ این کلمه برای واحد و جمع و مذکر و مونث یکسان به کار می رود.
√ در برخی منابع، خائل را واحد آن دانسته اند.
√ خَوَل همچنین به احمق و نادان و بی عقل گفته می شود (مثل خُل در زبان فارسی) و برای تحقیر به کار می رود چون چنین فردی مثل غلام و کنیز تحت اداره کس دیگری است و اراده ای از خود ندارد.
√ خَوَل همچنین جمع خولیّ است.
خَوْلیّ بر وزن فَعلیّ (فَعْل + یّ) منسوب به خَوْل بوده به اداره کننده، نگه دارنده نیک مال، پیشکار و کارگزار خوب گفته می شود. خَولیّ به محافظ گوسفندان (چوپان) و محافظ باغ (باغبان) هم گفته می شود.
√ خولی همچنین نامی برای مردان است.
خولی ابن یزید اصبحی از لشکریان عمربن سعد در واقعه کربلاست که سربریده امام حسین علیه السلام را درکربلا درتنور خانه خود پنهان کرد و زن او بعلت نوری که از سر می تافت برکار شوی واقف گردید.
خَوْلَة بر وزن فَعْلَة به ماده آهو گفته می شود چون نوعی عطیه است.
خَوْلَة همچنین نامی برای دختران بوده به معنی غزاله و زن زیباست؛ معنای دیگر این اسم مالِکه و مُسَیْطره است که نشاندهنده قدرت و شجاعت و توانمندی زن و شخصیت مستقل و اجتماعی اوست.
√ خولة بنت ثعلبه زنی بوده که آیات نخستین سوره مجادله در مورد او نازل شده که مورد ظهار همسرش قرار گرفت و از این بابت به پیامبر شکایت کرد.
خائِل به چوپان و نگهدارنده چیزی گفته می شود.
تَخَوُّل مصدراز باب تفعّل بوده به معنای تعهدکسی را کردن و تیمار کردن است.
خال یعنی سرپرست، مالک، متعهد و اداره کننده نیکوی مال یا هر چیزی.
√ در زبان عربی خال به دایی یا برادرِ مادرگفته می شود و به آن خالو هم می گویندو مونث آن می شود خالَة که به خاله یا خواهرِ مادر گفته می شود؛ چون خال و خاله انسان را مراعات و مراقبت می کنند واز احوالش جویا می شوندو غمخوار او هستند.
خُؤْلَة به خویشاوندی از جهت مادرگفته می شود.
خال، خَولی وخائل هر سه به معنای مُتعهّدو خوب نگه دارنده مال و خوب تیمار کننده هستند.
پس به طورکلی می توان گفت این ریشه با دو مفهوم به کار می رود:
به معنای خَوَل یا عطیه مثل گاو و گوسفند و خدم و حشم و برده و... از این منظر به کسی که شخصیت مستقلی نداشته و تحت امر دیگری است خَوَل گفته می شود، از جمله شخص زن صفت و نامرد.
به معنای خال و خائل و خَولی یا اداره کننده و سرپرست ومتعهد. چنین کسی صاحب قدرت واراده و شخصیت مستقل است.
√ کلمه خَوْلة ترکیبی از این دو بوده و اشاره به جمال و جلال زن هر دو دارد.
√ خُوَیْل بر وزن فُعَیل، مُصغّر خَوَل بوده مونث آن می شود خُوَیْلَة بر وزن فُعَیْلَة (مثل زَبَد، زُبَیْد و زُبَیْدَة) و به زن رعنا گفته می شود.
√ خُوَیْلَة همچنین به فرد احمق و نادان گفته می شود.
خال به معنای دارنده چیزی است و به لکه مادرزادی، نشان وعلامت هم گفته می شود. وحالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
تَخویل:بخشیدن،عطا کردن، ارزانی داشتن
مثال: وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَٰكُمْ وَرَآءَ ظُهُورِكُمْ:و آنچه راكه به شما بخشيده بوديم پشت سرتان رها كرديد.
مثال:فَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَٰنَ ضُرࣱّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَٰهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍِۭ:پس چون سختى و ضررى به انسان رسدما را مىخواند سپس همينكه از جانب خود نعمتى به او عطا كنيم گويد براساس علم و تدبيرم نعمتها به من داده شده .
خال: دایی، جمع آن می شود اَخوال
خالة: خاله، جمع آن می شود خالات
مثال:أَوْ بُيُوتِ أَخْوَٰلِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمْ:یا خانه های دایی هایتان یا خانه های خاله هایتان
مثال:وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَٰلَٰتِكَ ٱلَّـٰتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ:و دختران دايى تو و دختران خالههايى كه با تو مهاجرت كردند.