کلید واژه: جسم

کلید واژه: جسم

کلید واژه: جسم

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به چند ریشه که در رابطه با بدن و کالبد هستند، صحبت کنیم که عبارتند از: جسم، جثث، جثی، جثم، جسد و جدث. و کلید واژه ما عبارتست از: جسم

1️⃣ ریشه:[ ج س م] این ریشه، در مورد هر چیزی که دارای بُعد (طول و عرض و عمق) باشد، به کار می رود اعم از اینکه: √ جماد، نبات، گیاه یا انسان باشد √ روح داشته باشد یا خیر √ مادی باشد یا مثالی و برزخی .... و یا شکل خاصی داشته باشد.

🔸 جِسم، اسم از این ریشه بوده جمع آن می شود اَجسام.

🔸 تَجَسُّم، مصدر از باب تفعّل بوده یعنی: ‌√ به‌صورت جسم در پیش چشم نمایان شدن √ ایجاد کردن تصویر چیزی در ذهن

🔸 مُجَسَّم اسم مفعولی از این باب بوده به معنای تجسّم یافته است.

🔸 مجسّمه اسم از این ریشه بوده به معنی پیکره و تمثال است.

🔸 جَسیم بر وزن فَعیل، صفت مشبه بوده به معنای بزرگ و حجیم است و به مرد تنومند و درشت اندام گفته می شود.

🔸 جاسِم، اسم فاعلی از این ریشه بوده، نامی برای مردان است به معنی قوی هیکل و درشت.

🔸 جَسُمَ، فعل ثلاثی مجرد از این ریشه بوده به معنای تناور شدن و بزرگ شدن است. √ این ریشه در قرآن در مورد بدن مادی انسان به کار رفته است.

🔰 مثالهای قرآنی:

🔺جِسْم: بدن، جمع آن می شود اَجسام

🌿 مثال: إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي ٱلْعِلْمِ وَٱلْجِسْمِۖ: همانا خدا وى را بر شما برگزيده و او را در دانش و [نیروی] بدنی فزونى داده است

🌿مثال: وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ: و چون آنان را ببينى، بدنهايشان تو را به شگفتى وادارد.

2️⃣ ریشه: [ج ث ث] معنای اصلی این ریشه، برکندن و قطع کردن است.

🔸 اِجْتِثاث، مصدر از باب افتعال بوده به معنای از ریشه برکندن است.

🔸 جُثّ، به معنای بلندیهای زمین مثل تَلّ است و به هر آنچه از زمین فاصله بگیرد (گویا از زمین کنده شده است) گفته می شود.

🔸 جُثّه، اسم از این ریشه بوده به تنه و بدنه بزرگ چیزی گفته می شود، مثل بدن انسان که خود از برآمدگیهای زمین است.

√ جُثه در انسان، بیشتر در رابطه با اندازه و سایز و نوع استخوان بندی بدن (ریز و درشت بودن آن) به کار می رود.

√ جُثّه، برای مرده نیز به کار می رود و به لاشه و جسد و مردار هم گفته می شود.

√ «اندازۀ جثه» معادل «body frame size» است.

√ برای مشخص شدن وضعيت جثه، بلندای قامت را بر اندازه مچ دست تقسيم کرده با جدول مربوطه مقايسه می كنيم.

🔰 مثال قرآنی:

🔺اِجْتِثاث: کنده شدن

🌿 مثال: وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ٱجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ ٱلْأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ: و مَثَل كلمۀ ناپاك [كه عقايد باطل و بى‌پايه است] مانند درخت ناپاك است كه از روی زمين کنده شده و هيچ قرار و ثباتى ندارد

 

3️⃣ ریشه: [ج ث ی] معنای اصلی این ریشه زانو زدن، نشستن بر روی دو زانو یا به زانو افتادن است. این وضعیت یک حالتی بین نشستن و ایستادن (نیم خیز) یا حالت انتظار و بلا تکلیفی و ترس و عدم اطمینان از وضعیت خود است که در روز قیامت دیده می شود و مردم منتظر صدور حکم در حق خود هستند و یا نشاندهنده ضعف و ذلت و به زانو درآمدن ستمکاران است.

🔸جاثِی یا جاثٍ اسم فاعلی از این ریشه بوده به معنای به زانو در آمده، به زانو نشسته و زانو زننده است و جمع آن می شود جُثِیّ و جِثِیّ.

جاثی یا Herculues یا پهلوان، پنجمین صورت فلکی بزرگ آسمان شمالی (northern sky) است که به شکل مردی زانو زده تصور می‌شود.

🔸 جاثِیَة، مونث جاثی بوده، نام یکی از سوره های قرآن است.

💫 نکته:

کلمه جِثِیّاً به دو صورت معنا می شود: √ اسم فاعلی و جمع جاثی، به معنی: به زانو درآمدگان √ مفعول مطلق و مصدر، به معنی: در حالی که به زانو در آمده اند

🔰 مثالهای قرآنی:

🔺جِثِیّ:به زانو در آمدگان

🌿 مثال: ثُمَّ نُنَجِّي ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّنَذَرُ ٱلظَّـٰلِمِينَ فِيهَا جِثِيࣰّا: آنگاه اهل تقوا را نجات مى‌دهيم و ستمگران را در حالى كه به زانو در آمده‌اند در آن رها مى‌سازيم

🔺 جاثِیَة: به زانو درافتاده

🌿مثال:وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةً جَاثِيَةً: و هر امتى را در آن روز به زانو درافتاده مى‌بينى

4️⃣ ریشه: [ج ث م] معنای اصلی این ریشه، افتادن و یک جا ماندن و به زمین الصاق شدن (چسبیدن) است. مثل اصطلاح «فلانی گوشه ای افتاده» که منظور این است که در یک جا مانده و توانایی حرکت ندارد. یا وقتی غذا

🍔 بر معده سنگینی می کند می گوییم غذا سر دل افتاده یا روی دل مانده است. این ریشه همچنین در مورد پرنده

🦅 وقتی با سینه بر زمین می نشیند و به زمین می چسبد، به کار می رود، چون از بالا به زمین افتاده است.

√ کاربرد این ریشه در انسان 👤وقتی است که در یک جا بماند و حرکت نکند که می تواند به صورت نشسته یا زانو زده یا به صورت دراز کش و خوابیده باشد و یا حالتی مثل شوک ناشی از برق گرفتگی یا حمله صرع باشد که بدن به همان حالتی که ایستاده خشک می شود و با زانوهای خمیده بر روی صورت به زمین می افتد. و چون مرده نیز حرکتی ندارد و در یک جا می ماند، این ریشه به کنایه در مورد مردن و هلاک شدن نیز به کار می رود.

√ این ریشه همچنین در مورد کشت مثل گندم یا برنج، وقتی بلند شده و از سنگینی به روی خودشان خم 🌾 و دولا می شوند و به زمین می افتند، به کار می رود. 💢 از مصادیق دیگر این ریشه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

√ در مورد شب وقتی به نیمه میرسد🌌 و از سیاهی می افتد، گویا شب از تک و تا افتاده است.

√ در مورد بختک 👾 که گویا موجودی بر روی سینه نشسته و بر آن فشار وارد می کند.

√ در مورد کسی که زیاد می خوابد و گویا به رخت خواب چسبیده است که در این موارد به اصطلاح گفته می شود: «افتاده خوابیده»

√ در مورد کسی که ذهن روانی ندارد و به اصطلاح کند خاطر است و انگار ذهنش سنگین شده و یک جا مانده است.

🔸جُثوم، مصدر از این ریشه بوده به معنای به رو افتادن است.

🔸 جاثِم، اسم فاعلی از این ریشه بوده به معنای به رو افتاده، دمر افتاده، بر زمین نشسته، زانو زده، بر سینه خفته، بر خاک افتاده، بی حرکت شده، بر جای مانده، مرده و هلاک شده است و جمع آن می شود جاثمین. در روایتی آمده است که : اِنَّ الشیطانَ جاثمٌ علی قلبِ ابنِ آدمَ فإِذا سَهَا و غَفَلَ وَسْوَسَ و إِذا ذَکَرَ الله خَنَسَ: یعنی: شیطان بر قلب آدمیزاد چسبیده است اگر غفلت کند وسوسه می کند و اگر خدا را یاد کند مخفی می شود و دور می شود.

‌√ این ریشه، همچنین استعاره است برای ساکنان و بی حرکت شدگان و بر جای ماندگان و کنایه از مرگ است.

🔸 جَثْمَة، به معنای بی حرکت نشستن است.

🔸 مُجَثَّمَة، به جانوری گفته می شود که آن را به جایی بسته، بیحرکت می کنند و آنقدر به او تیر می زنند تا کشته شود.

🔸جاثوم، بر وزن فاعول، به کابوس و بختک گفته می شود چون در این حالت گویا چیزی بر سینه انسان نشسته و سنگینی می کند و آن را فشار می دهد و انسان در این وضعیت قادر به برخواستن از بستر نیست.

🌀 بَختَک که نام علمی آن فلج خواب است، احساس اختناق و سنگینی بدن است که گاهی در خواب به انسان دست می‌دهد. دلیل علمی این مساله این است که در طی خواب در مرحلهٔ حرکت تند چشم یا (REM) یعنی مرحله‌ای که فرد خواب یا رؤیا می‌بیند مغز انتقال پیام‌های عصبی به‌ سوی عضلات اسکلتی (به استثنای عضله تنفسی و عضلات چشم) را متوقف می‌سازد تا انسان رؤیاهای خود را برون‌ریزی نکند و به اصطلاح در خواب راه نرود. هنگامی که فرد قصد دارد بیدار شود، مغز دوباره کنترل عضلات را به‌دست می‌گیرد؛ اما گاهی قبل از اینکه مغز کنترل عضلات اسکلتی را به‌دست گیرد و عضلات از حالت فلج بودن خارج گردند، هوشیاری خود را بازمی‌یابد که نتیجهٔ آن، احساس ترس‌آور فلج‌بودن بدن است. 🌀

🔸 جُثام نیز مانند جاثوم به بختک گفته می شود.

√ معنای دیگر جُثام، جنازه است.

🔸 جَثّامه، به کسی که خواب است و از جا حرکت نمی کند، گفته می شود، و نیز کنایه از مرد خواب آلود و کسل است.

🔸 جُثمان: به تن و بدن گفته می شود. √جثمان به جسد هم گفته می شود چون به زمین افتاده و حرکتی ندارد.

🔰 مثال قرآنی:

🔺جاثِم: به رو افتاده، دمر افتاده، بر سینه خفته، به خاک افتاده، جمع آن می شود جاثِمین

🌿مثال: فَأَخَذَتْهُمُ ٱلرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَٰثِمِينَ: پس زلزله‌اى سخت آنان را فرو گرفت و در خانه‌هاى خود بر جاى مُردند

 

5️⃣ ریشه: [ج س د] این ریشه، در مورد تمثال جماد و بدن انسان و حیوان به اعتبار رنگ آن به کار می رود.

√ این ریشه بیشتر در مورد ذی روحی به کار می رود که از بدن صرف نظر کرده ولی در مورد بدن زنده هم به کار می رود؛ همان طور که حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: انّ تقوی اللهِ شفاءُ مرضِ اجسادکم: تقوا شفای مرض جسمتان است.

🔸جَسَد، اسم از این ریشه بوده جمع آن می شود اَجساد. همانطور که گفته شد، جسد به جسمی که دارای رنگ باشد، گفته می شود و این ریشه در مورد خون خشک و زعفران نیز به کار می رود و به زعفران به اعتبار رنگش، جِساد گفته می شود.

√ در مورد ارتباط این ریشه با رنگ، می توان گفت که قبل از مرگ، رنگ بدن به سرخی زده و بعد از مرگ به واسطه تجزیه خون، زعفرانی یا زرد رنگ می شود.

√ در تعریف پزشکی و حقوقی، جنازه یا جسد به پیکر مرده انسان گفته می‌شود.

🔸 تَجَسُّد، مصدر از باب تفعّل بوده به معنای پیکرگیری است و در بیان ایجاد کالبد توسط روح به کار می رود.

√ این ریشه در قرآن، در مورد تمثال جامد و بدن انسان بعد از وفات به کار رفته است.

🔰 مثالهای قرآنی:

🔺جَسَد: پیکر، مجسمه

🌿 مثال: فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُۥ خُوَارٌ: پس براى آنان پيكر گوساله‌اى ساخت كه صداى گاو داشت

🌿 مثال: وَمَا جَعَلْنَٰهُمْ جَسَدًا لَّا يَأْكُلُونَ ٱلطَّعَامَ: و آنان را جسدهايى كه غذا نخورند قرار نداديم

 

6️⃣ ریشه: [ج د ث] معنای اصلی این ریشه، قبر است که جایگاه جسد است و حقیقت قبر نیز پوشاندن و دفن کردن و مخفی کردن است.

🔰 مثال قرآنی:

🔺جَدَث: قبر، مقبره، جمع آن می شود اَجْداث

🌿 مثال: وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ٱلْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ: و در صور دميده شود، ناگاه همۀ آنان از قبرها به سوى پروردگارشان مى‌شتابند

⚠️تبصره: ریشه [ب د ن] نیز در رابطه با جسم بوده، بَدَن به کالبد و ساختار فیزیکی جانداران گفته میشود، جمع آن می شود > اَبدان

√ این ریشه بیشتر به ضخامت پیکر (چربی و گوشت) دلالت دارد به همین علت بیشتر در مورد تنه به کار می رود تا سر و اندامها.

√ منظور از بدن گاهی فقط تنه بوده و گاهی کل آن با در نظر گرفتن سر و اندامها است.

√ این ریشه همچنین در بیان قدرت و بنیه و استحکام جسم به کار می رود و بدنسازی یعنی عضلانی شدن و قوی شدن بدن.

√ این ریشه به اعتبار بنیه و قدرت در مورد حیوانات فربه و تنومندی مثل گاو و شتر به ویژه شتران قربانی به کار می رود و در مورد گوسفند به کار نمی رود.

√ در مورد وسایل نقلیه و حیوانات باربر نیز به اعتبار تنومند بودن و قوت و استحکام آنها از لفظه بدنه استفاده می شود.

🔸بَدَنَة، اسم از این ریشه بوده واحد بدن است و جمع آن می شود > بُدُن.

🔸بادِن، اسم فاعلی از این ریشه بوده به معنای چاق و فربه است.

🔸بَدَنَ، نیز فعل این ریشه بوده به معنی چاق و فربه شدن است.

🔰 مثالهای قرآنی:

🔺بَدَنْ: پیکر

🌿مثال: فَٱلْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ ءَايَةً: پس امروز بدنت را نجات می دهیم تا عبرتی برای آیندگان باشی

🔺 بَدَنَة: شتر، جمع > بُدْن: شتران فربه

🌿مثال: وَٱلْبُدْنَ جَعَلْنَٰهَا لَكُم مِّن شَعَـٰٓئِرِ ٱللَّهِ: و شتران قربانی را براى شما از شعائر الهی قرار داديم

♻️ پس در مجموع می توان گفت:

💢 ریشه های متعددی در بیان پیکر و کالبد انسان به کار می روند که هر کدام، از یک وجهی به موضوع پرداخته اند، مثلا وقتی ویژگی های یک کالبد با در نظر گرفتن ابعاد آن باشد، واژه جسم به کار می رود؛ وقتی سایز و قد و قواره و میزان برجستگی از زمین مد نظر باشد واژه جثه به کار می رود. وقتی همین کالبد با در نظر گرفتن رنگ باشد، واژه جسد به کار می رود. و وقتی ضخامت و درشتی مد نظر باشد واژه بدن به کار می رود. اگر توجه به وضعیت خاص بدن باشد مثل زانو زدن، ریشه جثی و در صورتی که بدن خشک و بی حرکت در یک جا مانده باشد، ریشه جثم به کار می رود. این ریشه ها در مورد زنده و مرده، هر دو به کار می روند. از ریشه جدث نیز به عنوان قبر و جایگاه کالبد بعد از مرگ استفاده می شود.

 

مطالب مرتبط