کلیدواژه: حیف و میل
کلیدواژه: حیف و میل
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به دو ریشه [ح ی ف] و [م ی ل] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
حیف و میل
حیف
معنای اصلی این ریشه قطع امتداد جانبی چیزی از عرض و کناره هایش است.
حیفَة به معنای ناحیه، جانب و گوشه است.
حَیْف اسم و مصدر از این ریشه بوده به معنی کاهش، قطع، کسر و نقص چیزی از اطراف و گوشه ها است.
معنای دیگر این ریشه جور و ستم است که از دو جهت قابل بررسی است:
۱. از گوشه و کنارِ چیزی زدن⇦ کوتاهی کردن و حق کسی را ضایع کردن.
۲. به گوشه و کنار پرداختن⇦ جانب داری کردن و طرف کسی را گرفتن که به صورت انحراف در حکم و میل به یکی از دو طرف است که به آن «حکمِ جور» می گویند.
امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت ۲۶۱ نهج البلاغه می فرمایند: إِنْ كَانَتِ الرَّعَايَا قَبْلِي لَتَشْكُو حَيْفَ رُعَاتِهَا، وَ إِنَّنِي الْيَوْمَ لَأَشْكُو حَيْفَ رَعِيَّتِي: اگر رعاياى پيش از من از ستم حاكمان مى ناليدند، امروز من از ستم رعيّت خود مى نالم
حَیف: بی عدالتی، ستم، صدمه، زیان، کوتاهی و ضایع کردن (تفریط)
حیف نون
: یعنی کسی که نان میخورد ولی کارایی ندارد و فرد مفید و به درد بخوری نیست (گویا نعمت را ضایع کرده است)
حيفان: افسوس و حسرت، نقصان یا فقدان چیزی که میتوانست باشد.
حَیْفٌ عَلَیهِ: چه حیف شد، افسوس، چه بد، چه کار بدی کرد
لا حَیْفَ به: عیبی ندارد، مناسب است، بدک نیست
نکته:این ریشه در زبان فارسی بیشتر برای نشان دان تحسُّر و تأسف به کار می رود، یعنی وقتی چیزی در جای اصلی خود استفاده نشود و به کنار و حاشیه برود و در نتیجه ضایع شود.
حیف شد: یعنی ضایع شد، هدر شد
حائِف اسم فاعلی از این ریشه بوده به معنای ستمگر و مایل از حکم است.
حائفُ الجبل: کناره کوه، دامنه یا پایین کوه
حافَ علی: ستم کردن، آسیب زدن، آزار رساندن، تعدی کردن، محدود کردن
تَحَیُّف مصدر از باب تفعّل بوده به معنای گوشه و کنار چیزی را زدن، کاستن، محدود کردن، در مضیقه قرار دادن، تعدی کردن و صدمه زدن است.
تَحَیَّفَ الشَّیْءَ: کم کرد و گرفت چیزی از کناره آن
تَحَیَّفَ ماله: کم و ناقص کرد آن را و از اطرافش گرفت
اَحْیَف و حیفاء صفت مشبه برای مذکر و مؤنث است.
بلدٌ اَحیَف و ارضٌ حَیفاء: زمینی که بی باران باشد (در نتیجه هدر رفته و ضایع شود)
حَیفاء نام شهری در شمال فلسطین اشغالی است که از یک سوی در کرانه دریای مدیترانه و از سوی دیگر در دامنه کوه کرمل واقع شدهاست.
در وجه تسمیه آن چند قول ذکر شده است: بعضی آن را از ریشه حیف به معنای جور و ستم دانسته اند و بعضی نیز آن را به معنای ساحل و یا برگرفته از حیفه به معنای کنار دانسته اند و بعضی به خاطر آنکه سایه کوه کرمل بر آن افتاده است به معنای سایبان دانسته اند.
و حالا می پردازیم به مثال قرآنی این ریشه:
حافَ: ضایع کردن، میل در حکم، ستم کردن
حافَ علی: ستم کردن بر کسی
مثال: أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ٱرْتَابُوٓاْ أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ: آيا در دلهايشان بيمارى است، يا دچار شك شدهاند، يا بيم آن دارند كه خداوند و پيامبرش بر آنان ستم کنند؟ بلکه آنان خود ستمگرند
میل
معنای این ریشه، منحرف شدن از حدّ وسط يا گرايش پيدا كردن به يک سو ست.
این ریشه هم مانند [حیف] در مورد ظلم و بی عدالتی استعمال می شود.
مَیْل: کجی، شیب، انحراف توجه، گرایش، طرفداری، دوستی، خواسته، آرزو؛ جمع آن می شود: اَمیال
مائِل: اسم فاعلی از این ریشه بوده به معنای خمیده و کج است.
مالَ: خمیدن، گرایش داشتن
مالَ اِلَی الشَّیْءِ اَوِ الشَّخْصِ: به سوی او خمید، تمایل داشت
مالَ عَن: منحرف شد
اِمالَة: مصدر از باب اِفعال بوده به معنای کج کردن و مایل کردن است.
تَمایُل: مصدر از باب تفاعل بوده به معنای کج شدن، نوسان، تلو تلو خوردن، جنبش از یک سو به یک سو است.
وَدَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَٰحِدَةً: كافران دوست دارند كه شما از سلاح و ساز و برگ خود غافل شويد تا يكباره بر شما حمله آورند
در آیه فوق الذکر، «میلة» به معنی «حمله» است چرا که آن، انحراف و میل از اردوگاه به سوی دشمن است.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
مَیْل: انحراف، گرایش
مثال: وَٱللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلشَّهَوَٰتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلًا عَظِيمًا: و خدا مىخواهد بر شما (به رحمت و مغفرت) بازگشت فرمايد و پيروان شهوات می خواهند كه شما را به انحرافى بزرگ بكشانند
مثال: وَلَن تَسْتَطِيعُوٓاْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُواْ كُلَّ ٱلْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَٱلْمُعَلَّقَةِ: و شما هر چند حريص باشيد، هرگز نمىتوانيد ميان زنها عدالت ورزيد، پس تمايل خود را به طور كامل متوجه يك طرف ننماييد تا ديگرى را به صورت زنى سرگردان و بلاتكليف رها كنيد
مَیْلَةً: حمله، یورش
فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَٰحِدَةً: كه يكباره بر شما يورش برند
خلاصه و جمع بندی:
حَیف و مَیل هر دو به معنای انحراف از خط وسط هستند که از مصادیق آنها انحراف از عدالت یا جور است.
اصطلاح حیف و میل کردن به معنی هدر دادن امکانات یا استفاده ناحق از آنهاست.
حیف و میل، دو واژه ای هستند که در مناسبات فردی و اجتماعی، فراوان استفاده میشوند.
حیف به معنای تباه کردن بیتالمال و عدم استفاده صحیح و بهینه از منابع و امکانات و ضایع کردن آنها در قالبهایی مثل انتصاب یک مدیر ناشایست و کار نابلد یا صرف هزینه در موارد غیر ضروری و... است.
میل به معنای سواستفاده از موقعیت و امکانات بیتالمال در قالب هایی مانند اختلاس، رشوه، دزدی و... است.