کلید واژه: غنیمت و غرامت
کلید واژه: غنیمت و غرامت
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به دو ریشه [غ ن م] و [غ ر م] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
غنیمت و غرامت
[غ ن م]
معنای اصلی این ریشه، فایده بردن از چیزی به راحتی و بدون مشقت است.
این ریشه به طور خاص در مورد اموالی که مسلمانان در جهاد با کفار حربی و پیروزی بر آنان به دست می آورند به کار می رود.
غَنِمَ الشیء: از آن بهره برد.
هر شىء بدست آمده غَنَم، مَغْنَم و غنيمت ناميده ميشود.
غُنْم به معنای رسیدن و دست یافتن به فایده است.
غَنَم اسم جنس جمع است که به گوسفند و بز
اطلاق میشود (در برابر گاو و شتر) و جمع آن أغنام است، به معنای گله های گوسفند (مثل قوم که اسم جمع است و جمع آن می شود اَقوام)
واژه «غنم» هیچ مفردی از لفظ خود ندارد و واحد آن «شاة» است.
استفاده از واژه غنم برای گوسفند، از جنبه سود و منفعت این دام بدون در نظر گرفتن جنبه های کاربری آن است.
احتمالاً نامگذاری "غنم" به این دلیل است که گوسفندها سریعترین دامها در تولید بوده و بیشترین میزان زاد و ولد را دارند و نگهداری از آنها نیز ساده است؛ بنابراین از منظر گستردگی سودمندی و سهولت نگه داری، غنیمت محسوب می شوند.
★در بعضی منابع ذکر شده که معنای این ریشه در اصل دست يافتن به گوسفند بوده سپس در هر دست يافته ای بكار رفته است خواه از دشمن باشد يا غير آن★
غَنیمَة هر گونه فایده اى است که از طریق تجارت یا کسب و کار و یا جنگ به دست انسان مى افتد.
وَٱعْلَمُوٓاْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُۥ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَٰمَىٰ وَٱلْمَسَٰكِينِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ: و بدانيد كه هر چه غنيمت و فايده از چیزی ببريد، یک پنجم آن خاص خدا و رسول و خويشان و يتيمان و فقيران و در راه ماندگان [از خاندان پیامبر] است.
مورد نزول آیه بالا، گر چه غنائم جنگى است ولی قرآن، حکم را از مسأله غنائم جنگى نیز فراتر برده و به همه درآمدها اشاره کرده است.جمع غنیمت می شود غنائم.
فقها، خمس را در هفت چيز واجب مىدانند: 1. سود و منفعت كسب و درآمد ساليانه 2. گنج 3. معادن 4. گوهرهايى كه از غوّاصى به دست مىآيد 5. مال حلال مخلوط به حرام 6. زمينى كه كافر ذمّى از مسلمان بخرد 7. غنيمت جنگى
امام كاظم علیه السلام راجع به خمس فرموده اند: «فى كلّ ما افاد النّاس من قليل او كثير»
اصطلاح "فرصت را غنيمت شمردن" یعنی حداكثر استفاده كردن از موقعيتی.
مَغْنَم: بر وزن مَفْعَل، مصدر میمی بوده به هر چیزی که به غنیمت در آید، گفته می شود.جمع آن می شود مَغانِم.
اِغْتِنام بر وزن اِفتعال به معنی غنیمت شمردن و استفاده سریع از چیزی است.
مُغْتَنَم اسم مفعولی از این ریشه بوده به معنای غنیمت شمرده و سودمند است.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
غَنَم: گوسفند
مثال: إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ ٱلْقَوْمِ: در كار زراعتى كه گوسفندانِ قوم، شبانه در آن چريدند.
مثال: وَمِنَ ٱلْبَقَرِ وَٱلْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَآ: و از گاو و گوسفند، پيه هر دو را بر آنان حرام ساختيم
غَنِمَ: غنیمت بردن
مثال: فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَٰلًا طَيِّباً: پس از آنچه غنيمت بردهايد که حلال و پاکیزه است، بخورید
مَغْنَم: بهره، استفاده، غنیمت، جمع >>> مَغانم
مثال: وَعَدَكُمُ ٱللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً: خدا به شما وعده غنيمتهاى بسيارى داد
[غ ر م]
معنای اصلی این ریشه، التزام یا تعهد در پرداخت چیزی یا انجام کاری یا قرار گرفتن در بلا و عذابی در اثر چیزی است که در فارسی به آن «تاوان» گفته میشود.
√ پس از معانی دیگر این ریشه ملازمت و همراهی است.
از مصادیق آن می توان به پرداخت خسارت ناشی از ضرر زدن به غیر، بدهی، دیه، ضمانت و ...اشاره کرد.
️
غُرْم تاوانی است که انسان از مالش به خاطر ضرر زدن به غیر می پردازد و ادای آن به عهده اوست.
غَرِمَ: متحمل خسارت شد، زیان دید، جریمه شد
غَرامَت مصدر از این ریشه بوده عبارت است از آنچه بابت جبران خسارت داده میشود.
مَغْرَم مصدر میمی بوده به ضرر و زیان، خسارت و آنچه به عنوان غرامت داده می شود، گفته می شود.
غَریم بر وزن فَعیل صفت مشبه بوده به کسی که ویژگی غُرم در او ثابت شده و ملازم آن باشد گفته می شود (قرض داری که قادر به پرداخت بدهی خود نیست)
غریم از اضداد بوده به بدهکار و طلبکار هر دو گفته می شود چون هر دو ملازم غرم هستند (طلبکار دنبال بدهی خود بوده و بدهکار ملزم به پرداخت بدهی است)
غارِم اسم فاعلی بوده به معنی بدهکار است؛ جمع آن می شود غارِمین.
غَرام: بر وزن فَعال، اسم از این ریشه بوده و «الف» در آن نشانه تداوم و امتداد است به معنی شدت گرفتاری و مصیبتی که همواره ملازم او باشد و از او جدا نشود.
این واژه در قرآن کریم در مورد عذاب جهنم
به کار رفته است چون عذاب نیز که تاوان گناه است، دامن جهنمیان را رها نمی کند و جهنمیان در گرو اعمال خود هستند و مانند بدهکاری که دائم طلبکار بالای سرش است و حق خود را طلب می کند، با این عذاب ملازم و همراهند.
إغرام مصدر از باب اِفعال بوده به معنای کسی را بدهکار (غرامتدار) کردن و وادار به پرداخت جريمه کردن است.
أغرمه و غرّمه الدین: او را به پرداخت آن ملزم کرد.
مُغْرَم: اسم مفعولی از این باب بوده به معنای گرفتار وام و تاوان شده، زیان زده و خسارت دیده است.جمع آن می شود مُغرَمون.
نکته:این ریشه در مورد عاشقی و دلباختگی نیز به کار می رود چون عاشق نیز متعهد و در گرو عشق دائمی خود است و حاضر است تاوان عشق را که سوز و گداز
و عذاب دائم
است بپردازد.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
مَغْرَم: ضرر و زیان، خسارت، غرامت
مثال: أَمْ تَسْـَٔلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ: آيا تو از آنان مزد رسالت خواستى كه غرامت و پرداختش برای آنها سنگین است
مثال: وَمِنَ ٱلْأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا: و برخى از اعراب باديهنشين آنچه را انفاق مىكنند غرامت و تاوان مىپندارند
غارِم: بدهکار، وامدار، قرضدار؛ جمع آن می شود غارِمین
مثال: إِنَّمَا ٱلصَّدَقَٰتُ لِلْفُقَرَآءِ وَٱلْمَسَٰكِينِ وَٱلْعَٰمِلِينَ عَلَيْهَا وَٱلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَٱلْغَٰرِمِينَ وَفِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِۖ: همانا صدقات [ زكات] مخصوص نيازمندان و مستمندان و مأموران جمع آورى آن و براى جلب محبت افراد غير مسلمان، و براى آزادى بردگان، و اداى دين بدهكاران، و در راه تقويت آيين خدا، و واماندگان در سفر است
مُغْرَم: زیان دیده، جمع >>> مُغْرَمون
مثال: إِنَّا لَمُغْرَمُونَ: ما زيان زدگانيم
غَرام: عذاب لازم و شدید
مثال: إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا: كه عذاب آن پیوسته و همیشگی است
خلاصه و جمع بندی:️«غنم» یعنى فایده بردن از چیزى بدون مشقت و «غرم» یعنی ضرر و زیان ناشی از پرداخت خسارت یا تاوان.
این دو ریشه در مورد جنگ
هم به کار می روند:![]()
«غنیمت» یعنی آن چیزهایی که در اثر پیروزی و غلبه بر دشمن به دست می آید و «غرامت» یعنی چیزهایی که به عنوان خسارت جنگی و تاوان پرداخت می شود.
● غنیمت: سود و منفعت● غرامت: زیان و خسارت
قاعدۀ:![]()
«مَن لَهُ الغُنْم فَعَلَیهِ الغُرْم»
از قواعد فقهی است به معنای اینکه کسی که منافع مال از آنِ او است، زیان مال نیز بر عهدۀ او خواهد بود.(شبیه ضرب المثل فارسی "هر که بامش بیش، برفش بیشتر")
در استعمالات معمولى نیز «غنیمت» دربرابر «غرامت» ذکر مى شود و همان طور که «غرامت» داراى معنى وسیعى بوده و شامل هر گونه ضرر مالی اعم از "ضرر جنگی" می شود، «غنیمت» نیز معناى وسیعى داشته و هر گونه منفعتی اعم از "درآمد جنگی" را در بر می گیرد.