کلیدواژه: دلّاک
کلیدواژه: دلّاک
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به ریشه [د ل ک] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
دلّاک
معنای اصلی این ریشه، مالیدن یا گذراندن چیزی از روی چیز دیگر و زایل شدنِ غِلظت آن اعم از بلندی، سختی، تیزی یا زبری و ... است؛ بهگونهای که نرم یا صیقلی شود.
پس معنای دیگر این ریشه، علاوه بر مالش، نرمی و سستی است.
دَلَک: اسم از این ریشه بوده به معنای نرمی و سستی، مالش، صیقل و پرداخت، لمس و تماس است.
● به ماساژ سنتی بدن نیز دَلَک میگویند که با دست انجام میشود.
نکته:همان طور که از تعریف ریشه بر می آید در این ریشه دو مؤلفه ی تماس فیزیکی و ساییدن وجود دارد.
ولی این ریشه گاهی به طور مجازی نیز استفاده می شود که در آن بدون تماس فیزیکی واقعی، از حدّت چیزی کاسته می شود.
از مصادیق این ریشه می توان به مالیدن دست بر چیزی، مالیدن عطر، ساییدن کفش بر زمین، ساییدن و خورده شدن سطح زمین، مالیدن و ورز دادن خمیر و مشت و مال دادن لباس در شستشو اشاره کرد.
دَلیک: به خاکی گفته می شود که باد آن را میروبَد و میسایَد.
● دَلیک همچنین به غذایی گفته می شود که از کره یا شیر و خرما ساخته میشود و نرم و سست است گویی مالیده شده تا به این حالت درآمده است.
● رجل دَلیک: مردی که روزگار او را ساییده و آزموده و آبدیده کرده (معنای مجازی)
دَلوک اسم از این ریشه بوده به عطر، مرهم، دارو، روغن و هر چه به بدن می مالند، گفته می شود.
دُلوک: اسم مصدر از این ریشه بوده به معنای مالیدن و زوال است.
● دُلوك شمس: به معنای زوال و کاستهشدنِ حدّت و تیزی خورشید است؛ و آن هنگامى است که خورشید از وسط آسمان رو به مغرب میل مىکند.
اما از نظر تطبیق زمانی، سه دیدگاه وجود دارد:
شروع زوال آفتاب از دایره نصف النهار یا وسط آسمان (نیمروز یا ظهر شرعی) گویا خورشید با خط فرضی نصف النهار مماس شده و از آن گذر می کند (معنای مجازی)زیرا خورشید در هنگام ظهر ثابت و ایستاده به نظر میرسد که به آن «قائمالظهیره» می گویند و سپس با شروع زوال از حالت عمود و شدید خارج شده و شدت نور و حرارت میشکند که به آن دلوک می گویند.
یادآوری:
نصف النهار در واقع یک خط فرضی عمودی است که از قطب شمال به قطب جنوب کشیده میشود و زمین را به دو نیمکره شرقی و غربی تقسیم می کند.
و نیز روایت شده است که پیامبر ﷺ فرمود:اَتانی جبرئیلُ لدلوکِ الشمسِ حینَ زالتْ فَصَلّیٰ بِیَ الظهرَ: جبرئیل هنگامی که خورشید از وسط آسمان گذشت (زوال کرد) نزد من آمد و با من نمازِ ظهر را بهجا آورد.
غروب که گویا خورشید بر افق مماس و ساییده میشود (معنای مجازی) و انتهای زوال خورشید است.
یک بازه زمانی از شروع زوال خورشید [ظهر] تا نهایت زوال [غروب]
بعضی «دلوک شمس» را مایل شدن یا انحراف خورشید معنا کرده اند؛ این تعبیر از جهاتی درست است، چون در «میل» و «انحراف» نیز خورشید دیگر عمود نمی تابد و حدّت نور شکسته می شود که این با هسته معنایی «دلک» یعنی گرفتن تیزی هماهنگ است.
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً.
"ل" در "لدلوک" برای بیان وقت آمده به معنی "عند" و "حین" یعنی: "بعد از" یا "هنگام"
آیه اشاره به یک بازه زمانی دارد."ل"..." الی" ... یعنی: " از" ... " تا " ...که یک ابتدا و انتها دارد و بیان می دارد که نماز را از هنگام ساییده شدن خورشید یا ابتدای تمایل خورشید به جانب مغرب [که شروعِ ظهرِ شرعی است] تا نهایت تاریکی شب [که نیمه شب شرعی است] بر پا دارید و نیز قرآن فجر [نماز صبح] را.
با توجه به مطلب بالا به نظر می رسد که دیدگاه اول در "دلوک شمس" قابل قبول تر باشد و در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز همین معنا وارد شده است.
آیه فوق از آیاتى است که اشاره اجمالى به وقت نمازهاى پنجگانه دارد.
دلّاک بر وزن فعّال صیغه مبالغه و اسم شغل بوده یعنی بسیار مالنده و به کسی گفته می شود که در گرمابه مردم را کیسه میکشد و مشت و مال می دهد.
تَدْلیک مصدر از باب تفعیل بوده به معنای روغن مالی، مشت و مال و ماساژ است.
مَدلوک: اسم مفعولی از این ریشه بوده به معنای مالیده شده و ورزیده شده است.
مثالهایی از این ریشه:
√ فى رُكْبَتِهِ دَلَك: در زانوى او سستى است√ دَلَّکَ: مشت و مال داد، ورز داد√ دَلَکَ الشَّیءَ دَلْکاً: مالید آن را، نرم و تابان گردید√ دَلَکَ الدَّهْرُ فُلاناً: روزگار او را ادب کرد و آزموده گردانید (معنای مجازی)[شبیه این تعبیر در زبان فارسی، گوشمالی دادن یا پوزه بر خاک مالیدن است]
و حالا می پردازیم به مثال قرآنی این ریشه:
دلوک: مالیدن، میل، زوال
مثال:أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيْلِ: نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريکی شب به پا دار