کلید واژه: عضله
کلید واژه: عضله
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به ریشه [ع ض ل] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از: عضله معنای اصلی این ریشه، حبس و منع همراه با تنگنا و شدت و فشار است. از موارد آن می توان به منع و در تنگنا و فشار قرار دادن زن در ازدواجش یا گرفتن مالش اشاره کرد .
مُعْضِل یا مُعْضَل، به کار مشکل و پیچیده گفته می شود.
عَضَلَة اسم از این ریشه بوده به ماهیچه و عضُله گفته می شود، چون ماهیچه نیز سفت و محکم است و مدام تحت فشار بوده، منقبض و منبسط می شود؛ جمع آن می شود عَضَل و عَضَلات.
عُضْلَة بر وزن فُعْلَة، به معنای بلا و سختی است.
عَضِل بر وزن فَعِل، اسم از این ریشه بوده به کسی گفته می شود که عضله پای او ضخیم و پرگوشت شده باشد. √ فعل این ریشه نیز به معنای: بر عضله یا بازوی کسی زدن، فربه و پرگوشت شدن، سخت گرفتن، ممانعت و باز داشتن است. و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
عَضْل: ممانعت کردن
مثال: وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَٰجَهُنَّ إِذَا تَرَٰضَوْاْ بَيْنَهُم بِٱلْمَعْرُوفِۗ: و هرگاه زنان را طلاق داديد و عدۀ آنان سر رسيد، مانع ازدواج آنها با شوهران سابق ايشان نشويد در صورتى كه بين آنها رضايت شايستهاى وجود دارد
مثال: وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ: و بر آنها سختگيرى نكنيد تا بخشى از آنچه را به آنها دادهايد پس بگيريد
تبصره: ریشه دومی که به آن پرداخته می شود عبارتست از: [ع ز ل] [عزل] نیز شباهت با [عضل] داشته در هر دوی اینها مفهوم منع وجود دارد. معنای اصلی این ریشه، برکنار شدن فرد از کاری است که در جریان آن قرار دارد، مثل منع و کناره گیری از زن در ایام حیض.
عَزْل مصدر از این ریشه بوده به معنای برکناری، جدایی و اخراج است.
اِعْتِزال مصدر از باب افتعال بوده به معنای کناره گیری کردن و دور شدن است. مُعْتَزِل، اسم فاعلی از این باب بوده به معنای کناره گیری کننده است. √ مُعْتَزِلَه، نام فرقه ای از مسلمانان است که از مجلس درس حسن بصری کناره گیری کردند.
نکته:
[ ة ] در کلماتی مثل معتزله، اشاعره، صوفیه و... ة تانیث نبوده و دلالت بر طائفه یا فرقه و گروه دارد.
مَعْزول اسم مفعولی از این ریشه بوده به معنای برکنار شده است.
مَعْزِل بر وزن مَفْعِل (مثل مَجلس) اسم مکان از این ریشه بوده به معنای کنار و دور است.
عُزْلت به معنای گوشه نشینی و خلوت است. و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
عَزْل: بر کنار کردن
مثال: وَمَنِ ٱبْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَۚ: و هرگاه بعضى از آنها را که بر كنار ساختهاى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نيست
اِعْتِزال: کناره گیری کردن
مثال: وَإِن لَّمْ تُؤْمِنُواْ لِي فَٱعْتَزِلُونِ: و اگر به من ايمان نياوريد پس از من كنارهگيرى كنيد
مثال: فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ: پس هنگامى كه از آنان و آنچه جز خدا مىپرستيدند، كناره گرفت
فَٱعْتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلْمَحِيضِ: پس، از زنان در حال حيض كنارهگيرى كنيد
مَعزول: برکنار شده، جمع آن می شود مَعزولون
مثال: إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ: بىترديد آنها از شنيدن [وحى] منع [ برکنار] شدهاند
مَعْزِل: کنار، گوشه
مثال: وَنَادَىٰ نُوحٌ ٱبْنَهُۥ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ: و نوح پسرش را كه در كنارى بود، صدا زد