کلیدواژه: عزب
کلیدواژه: عزب
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به ریشه [ع ز ب] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
عَزَب
معنای اصلی این ریشه دور شدن از جایگاه اصلی به سوی قرارگاهی دور، بدون گسست کامل از آن است؛ مانند چراگاهِ دور و مالی که از محلّ سکونت دور است و بهراحتی بازگشت ندارد.
نکته: معمول آن است که چراگاه نزدیک باشد تا دام در پایان روز باز گردد.
√ این دور شدن و فاصله گرفتن منجر به غایب شدن و پنهان شدن نیز می گردد؛ بنابراین معنای دیگر این ریشه مخفی شدن و پوشیده شدن است که از لوازم آن: فاصله گرفتن، از دست رفتن و رفتن است؛ بنابراین تحقق این دو ویژگی در اصل ضروری است و این همان تفاوت آن با دیگر مواد مثل دوری، از دست رفتن، پنهان بودن، غیبت و غیره به تنهایی است.
عُزُوب: غایب شدن، مخفی شدن، دور شدن و نهان شدن چیزی از علم انسان.# متضاد آن حضور معنا برای نفس است.
عَزَبَ: دور شد و از نظر پنهان گردید، رهسپار شد
● عَزَبَ طُهْرُ المَراَةِ: شوهر در پاکی زن از او دوری (کناره گیری) نمود یا غایب شد
● عزبت الارض: آن سرزمین خالی از سکنه شد
● عزب عنک: هر چیزی که از دستت برود و نتوانی به آن دسترسی پیدا کنی
● عَزَبَ عَنْهُ حِلْمُهُ: خواب از سرش پرید
● عَزَبَ عَنِ الاَذهان: از یادها رفت، فراموش شد
تَعزیب مصدر از باب تفعیل بوده به معنای دور شدن است.
● عَزَّبَ: دور شد، به سوی چراگاه دور رفت، غیبت او طولانی شد
عازِب: اسم فاعل، مجرّد، کسی که در پی یافتن آذوقه یا چراگاه از خانواده اش دور شده است، كسيكه دور شده و پنهان گرديده باشد،گیاهی که دسترسی به آن برای چَرا دور و دست نیافتنی است، شترانی که شب درنیایند، آب و گیاه دور دست.
عَزَبْ و عَزَبَة: صفت بوده به مرد و زنی که همسر ندارند گفته می شود؛ پس هر دو از آنچه مایهٔ استقرارشان است دورند و نزدیکی ندارند.جمع آن می شود عُزّاب و اَعزاب
رَجُلٌ عَزَبٌ وَ إَمْرَاَةٌ عَزَبَةٌ: مرد و زن ازدواج نکرده
اَعْزَب، عَزباء: تنها، مجرد
عَزیب: بر وزن فَعیل، صفت مشبه بوده به مرد بی زن، مرد دور از اهل و مال، فرد بی کس و تنها و شتر و گوسفندی که در چراگاه از صاحب خود دور شده گفته می شود.
عُزْبَة، عُزُوبَة: تنهایی، تجرّد، بی همسری، وقتی کسی هیچ خویشاوند یا همراهی نداشته باشد.
عِزْبَة: مِلک بیرون شهر، مزرعه
قومٌ مُعَزَّبٌ: گروهی که شترانشان را از دست داده اند
تَعازُب مصدر از باب تفاعل بوده به معنای دور شدن از یکدیگر است.
● تَعازَبَ القوم: مردم از هم فاصله گرفتند.
تَعَزُّب: مصدر از باب تفعل بوده به معنای ترک نکاح کردن است.
مَنْ قَرَأَ القرانَ فی اربعین یوماً فَقَدْ عَزَبَ
هر کس قرآن را در چهل روز بخواند (تمام کند) پس دور شده است.
این حدیث درباره مدت ختم قرآن است. «عَزَبَ» اینجا به معنی دور شدن از حالت بهتر و عقب ماندن از فضیلت بالاتر است.یعنی نباید فاصله ختم قرآن آن قدر طولانی شود که به ۴۰ روز برسد و برنامه مطلوب این است که زودتر از ۴۰ روز ختم کنی؛ مثلا هر ماه یا حتی هفتگی. و منظور اصلی حدیث این است که قرآن باید در زندگی جاری باشد و فاصله با قرآن زیاد نشود که انگار از آن دور شده باشد.
امام صادق علیه السلام:
«رَکعَتانِ یصَلیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ افْضَلُ مِنْ سَبْعینَ رَکعَةً یصَلّیها اعْزَبُ»
دو ركعت نماز فرد متأهّل بهتر است از هفتاد ركعت نماز فرد غير متأهّل
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله:
«رُذالُ مَوْتاکمُ الْعُزَّابُ»
بدترین مردگانِ شما، عزبهایند.
در روایتی دیگر آمده است که آن حضرت فرمود:
«لَوْ خَرَجَ الْعُزَّابُ مِنْ مَوْتاکمْ الَی الدُّنْیا لَتَزَوَّجُوا»
اگر کسانی که بدون همسر از دنیا رفتند، بار دیگر به دنیا باز گردند، حتماً ازدواج خواهند کرد.
«شِرارُکمْ عُزَّابُکمْ، وَالْعُزَّابُ اخْوانُ الشَّیاطینِ»
بدترین شما، عزبهایند، عزبها برادران شیطانند
و حالا می پردازیم به مثال قرآنی این ریشه:
عَزَبَ: دور شدن، پنهان ماندن
مثال: وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي ٱلْأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ: و هیچ هموزنِ ذرّهای در زمین و نه در آسمان از پروردگار تو پوشیده نیست (دور و غایب نیست)