کلیدواژه: عزاء
کلیدواژه: عزاء
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به ریشه های [ع ز و] و [ع ز ی] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
عزاء
[عزو]
معنای اصلی این ریشه اتصال محکم از طریق انتساب (نسبت دادن) است؛ چرا که «نَسَب» یا «خویشاوندی» از قویترین پیوندها هستند.
● عَزَا فلانٌ نفسَه إلى بني فلان: فلانی خود را به قبیلهای نسبت داد.
● و عَزَا الحديثَ إلى فلان: و سخن را به فلانی نسبت داد (اِسناد داد)
عِزْوَة: بر وزن فِعْلَة به معنای اصل و نسب، بستگی و خویشاوندی است.
● و إنّه لحَسَنُ العِزْوَة: و او دارای اصل و نسبت نیکوست.
عِزوَة همچنین به معنای دسته و گروه منسوب به هم، بستگان و نزدیکان است (مثل فِرْقَة که به معنای طایفه، گروه یا دسته جدا شده از دیگران است)
عَزْو به معنای نسبت دادن به چیزی به منظورِ نزدیک شدن به کسی، فخر فروشی کردن، متهم کردن (نسبت ناروا دادن) و غیره است؛ اِسناد، انتساب، ارجاع، اتهام
عَزْو به گروه و جماعت نیز گفته می شود؛ چون اصل عزو به معنی اضافه و نسبت است و گروهها به یکدیگر اضافه و منسوب می شوند.
عِزَة به معنای دسته و گروه است (مثل عِدّه) و اسم جمع محسوب می شود و جمع آن می شود عِزون و عزین به معنای دسته ها و جمعیت های پراکنده.
[از آنجا كه هر گروهى كه با هم هستند، با يكديگر نسبت و ارتباطى دارند، و يا هدف واحدى را تعقيب مىكنند، به جماعت و گروه «عِزَة» گفته شده است]
● عِزون: جمع ِ عِزَة (در حال رفع)● عِزین: جمع عِزَة (در حال نصب و جر)
نکته:
عِزَة در اصل عِزوة بوده که «واو» آن حذف شده است.
عِزَة: همچنین اسم مصدر از این ریشه بوده به معنای حمیّت، عصبیّت و جاهلیّت است.
تفاوت میان ماده «عزو» و ماده «نسب»
نَسَب بیشتر به پیوند خویشاوندی و رابطهٔ ثابت اشاره دارد و در کاربرد لغوی یعنی وابسته بودن چیزی به چیزی دیگر مثلا:
● نَسَب فلان به فلان: خویشاوندی او با آن شخص● نسبت دادن یک قول به کسی: آن گفتار را از طرف او دانستن
عَزْو در اصل یعنی نسبت دادن چیزی به چیزی یا کسی؛ و معمولاً روی فعلِ انتساب و ارجاع دادن تأکید میکند مثلا:
● این سخن را به او منسوب کردم● این رأی را به فلان شخص ارجاع دادم
فَمالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ۞عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ۞أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ۞
یعنی چه چیزی این کافران را وا داشته است که با شتاب به سوی تو بیایند و در سمت راست و چپ تو دسته دسته و گروه گروه گرد آیند (در حالی که خود را به تو منتسب میکنند تا نزدیکی خود را نشان دهند)
این آیه حال کافرانی را توصیف میکند که برای مسخره کردن، آزار دادن و تکذیب پیامبر (ص) به صورت گروههای متفرقه هر یک به منظوری ( یک دسته به طمع مال و منصب، یک دسته به نیت گمراه کردن مؤمنین و برگرداندن آنها به کفر، یک دسته برای توطئه و جاسوسی و ضربه زدن به آنها و یا قتل پیامبر...) در اطراف ایشان جمع میشدند.
این افراد با وجود کفر و نفاق، طمع ورود به بهشت پرنعمت الهی را نیز داشته اند!
تَعَزّی و اِعْتزاء مصدر از باب تفعّل و افتعال بوده به معنای نسبت دادن است [چه راست باشد چه دروغ]
● اعتزاءُ فی الحرب آن است که در جنگ رجز خوانی کرده و بگوید من پسر فلانی و همراه فلان هستم.
عَزاء (عَزاو ⇦ عَزاء) خویشتن یا دیگری را به چیزی باز خواندن و نسبت کردن
و حالا می پردازیم به مثال قرآنی این ریشه:
عِزَة: دسته، گروه؛ جمع >>> عِزین، عزون: دسته ها، گروهها، دسته دسته، گروه گروه
مثال: عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ: از راست و از چپ، گروه گروه [هجوم می آورند]
![]()
[عزی]
معنای اصلی این ریشه، صبر و شکیبایی در هنگام مصیبت است.
عَزاء: (عَزای ⇦عزاء) اسم از این ریشه بوده به معنای صبر کردن بر مصیبت و استقامت ورزیدن، شرکت در مراسم عزاداری، دلداری دادن، سرسلامتی دادن، تسلی دادن و غمگساری است.
● عَزَا عَزاءً الرَّجُلُ: صبر و شكيبائى كرد.
● احسن الله عزاءک: خداوند به تو صبر نیکو عطا فرماید
عزا در زبان فارسی به معنای سوگ و ماتم و اندوه شدید بر اثر مرگ کسی است.
عزاداری یا سوگواری، واژهای آیینی است که در سوگ و عزای بزرگان دین، از جمله معصومان (علیهمالسلام) و بهویژه امام حسین (علیهالسلام) انجام میشود.
در عزاداری نیز با شرکت در مراسم، خود را به صاحب عزا نزدیک
و منتسب می کنیم و در غم او شریک شده باعث قوّت قلب و تسلّای خاطر او می شویم.
عَزىّ بر وزن فَعیل، صفت مشبه بوده به معنای صبور است.
تَعَزّی: مصدر از باب تفعّل بوده (مثل تسلّی از ریشه سلو) به معنای شکیبایی کردن است.
تَعْزِیَة: مصدر از باب تفعیل بوده (مثل تسلیت از ریشه سلو) در اصل به معنای توصیه به صبر، تسلّی و پرسش از بازماندگانِ درگذشتگان و خرسندی دادن است.
تعزیه همچنین به معنای سوگواری، عزاداری، روضه خوانی، عرض تسلیت گفتن و در برخی مناطق ایران «مجلس ترحیم» است.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و اله : مَنْ عَزَّى مُصَاباً كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْتَقِصَ مِنْ أَجْرِ الْمُصَابِ شَيْئاً.
هرکس به عزاداری تسلیت بگوید، به اندازه اجر آن عزادار بدون این که از اجر او کاسته شود به او اجر داده می شود.
مَن لَم یَتَعَزَّ بِعَزاءِ الله فَلَیسَ مِنّا
کسی که به مصائب خدا شکیبایی نمی کند از ما نیست.
تعزیه (یا شبیهخوانی) نوعی نمایش مذهبی و سنتی شیعی است که در ایران رواج پیدا کرده و بیشتر اوقات دربارهٔ کشته شدن حسین بن علی و یارانش در نبرد کربلا اجرا میشود.
در میان شیعیان غیر ایرانی، تعزیه به مراسمی نمادین اطلاق می شود که در آن دستههای عزاداری در طول مراسم، چیزهایی شبیه ضریح حسین بن علی را بر دوش میکشند.
![]()
خلاصه و جمع بندی:
ماده مورد بحث هم واوی است (عزو) و هم یائی (عزی)
معنای اصلی در «واوی» نسبت دادن به چیزی است.
معنای محوری در «یائی» شکیبایی بر مصیبتی است که به او میرسد.
و گاه این دو معنا با هم درآمیخته میشوند و هر یک در معنای دیگری به کار میرود ولی میان آن دو از نظر لفظ و معنا تناسب وجود دارد؛ زیرا صبر و تعزّی باز میگردد به اظهار همدلی و نزدیکی با کسی که دچار مصیبت شده است و مجلس عزا مشارکت در اظهار اندوه است و عِزین در اینجا اسم است برای جماعتی که بعضی از آنها به بعضی دیگر دلداری و سرسلامتی می دهند.
و حقیقت این معنا برگرفته از اصل استحکام و تقویت در معجم دو حرفی «عز» است که در ریشه هایی مانند عزز (عزیز: قوی، ارجمند) عزر (عُزَیر: پشتیبان) عزم (عَزْم: قصد و اراده قوی) نیز قابل بررسی است.
در [عزو] حرف «و» معنای شمول و دربرگیری را میافزاید.
و در [عزی] حرف «ی» دلالت بر اتصال و انسجام دارد.
و این دو ترکیب نوعی از انسجام را بیان میکنند.
در [عَزو] پیوند دادن چیزی به غیر خود، همانگونه که در «عِزَة» به معنای گروه و دستهای از مردم آمده است (پیوند نَسَبی)
و در [عَزى] شدت و استحکام، چنان که در «تعزّی» به معنای صبر و دلداری دیده میشود (پیوند همدلی)
و تفاوت در حرف «یاء» است که بر پایین بودن دلالت دارد و مناسبِ این است که این نزدیکی در جهت مصیبت و درد باشد.
تبصره:
کلمه عضة از ریشه [ع ض و] نیز مشابه کلمه عزة از ریشه [ع ز و] بوده هر دو اسم جمع هستند.
عضة در واقع همان عضوة بوده که «واو» آن افتاده و از (عُضو، اعضاء) گرفته شده که به معنی تکه، پاره، جزء یا بخشی از یک چیز و یا فردی از یک گروه و جمعیت است.
عضة اسم جمع بوده به معنای تکه ها، پاره ها، بخش ها و اعضا است و جمع آن (جمع الجمع) می شود: عِضین به معنی چند تکه ها، پاره پاره ها، بخش بخش ها
عِزَة در واقع همان عِزْوَة بوده که «واو» آن افتاده و از عِزو گرفته شده به معنای نسبت دادن.
عِزَة اسم جمع بوده به معنی گروه، دسته و جمعیت منسوب است و جمع آن (جمع الجمع) می شود عِزین به معنای دسته های گوناگون و گروههای مختلف که هر کدام به چیزی منسوب اند و از این حیث پراکنده و متفرق هستند.